شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٦ - ٦٥٥١ فساد الدين الطمع
درويشى نفس بدترين درويشى است، مراد به «درويشى نفس» تهيدستى اوست از اعمال خير.
٦٥٤٨ فاقد البصر فاسد النظر.
نيابنده بينائى فاسد فكرست، يعنى تا كسى بصيرت و بينائى و ذهن سليم و طبع مستقيم نداشته باشد فكر او صحيح نباشد و فاسد و باطل باشد و سبب گمراهى او گردد.
٦٥٤٩ فقر الحمق لا يغنيه المال.
درويشى حماقت توانگر نمىسازد او را مال، يعنى درويشى كه بسبب كم عقلى باشد، يعنى تهيدستى از أعمال خير توانگر نمىسازد او را مال، و اين ظاهرست، و ممكن است نيز كه مراد درويشى دنيوى باشد كه بسبب كم عقلى باشد، و «توانگر نساختن مال او را» باعتبار اين باشد كه كم عقل هر چند مال بهم رساند بسبب كم عقلى در اندك وقتى تلف كند و باز درويش گردد.
٦٥٥٠ فاقد الدين مترد فى الكفر و الضلال.
نيابنده ديندارى افتنده است در كفر و گمراهى، يعنى كسى كه ديندارى نداشته باشد و عمل بدين نكند عاقبت مىافتد در كفر و گمراهى، و عطف «ضلال» بر «كفر» يا اشاره است باين كه مراد به «كفر» مطلق گمراهى است، يعنى مذهب باطلى هر چند كفر نباشد مثل مذاهب باطله اهل اسلام، يا سستى و ضعف در مذهبى كه داشته باشد، و يا مراد اينست كه مىافتد در كفريا گمراهى كه أعم از آنست. و در بعضى نسخهها «الفكر» بجاى «الكفر» است و در بعضى «متردد» بجاى: «متردد» و در بعضى از آنها نيز «الكفر» ست و در بعضى «الفكر» است[١] و ظاهر اينست كه همه آنها از سهو ناسخين است و الله تعالى يعلم.
٦٥٥١ فساد الدين الطمع.
[١] - كذا بخطه( ره) صريحا و گويا تكرار از طغيان قلم ناشى شده است.