شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٨٧ - ٦٠٩٨ عليك بالزهد فانه عون الدين
لازم باش صبر را در تنگى و بلا، زيرا كه ثواب صبر عظيم است و الم بلا را سبك گرداند و گشايش دهد و مانع از نزول بلاى ديگر شود چنانكه مكرر بتفصيل مذكور شد.
٦٠٩٤ عليك بالعقل فلا مال اعود منه.
لازم باش عقل را پس نيست مالى سودمندتر از آن. مراد ملازمت فرمانبردارى عقل است و عمل بمقتضاى آن، يا سعى در تقويت و افزونى آن بفكرها و تجربتها و مانند آنها.
٦٠٩٥ عليك بالقنوع فلا شيء ادفع للفاقة منه.
لازم باش خشنود بودن بنصيب و بهره خود را، پس نيست چيزى دفع كنندهتر مر درويشى را از آن. ظاهر اينست كه اين باعتبار اين باشد كه اين معنى بالخاصيه درويشى را دفع كند. و ممكن است كه باعتبار اين باشد كه با وجود آن ديگر او را فقر و حاجتى نماند پس در حقيقت توانگر باشد نه درويش.
٦٠٩٦ عليك بالادب فانه زين الحسب.
فراگير ادب را پس بدرستى كه آن زينت حسب است.
مراد به «حسب» چنانكه در فصل سابق مذكور شد كرم و شرفيست كه آدمى خود تحصيل كرده باشد، يا مال يا دين يا آنچه شمرده شود از مفاخر پدران اين كس. و مراد به «ادب» نيز در آنجا مذكور شد.
٦٠٩٧ عليك بالتقوى فانه اشرف نسب.
لازم باش پرهيزگارى را پس بدرستى كه آن شريفترين نسبى است، يعنى پرهيزگار بودن شريفتر از هر نسبى است كه باعث شرافت شود مثل سيادت و مانند آن.
٦٠٩٨ عليك بالزهد فانه عون الدين.