شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٠١ - ٥٤٤١ رضا المرء عن نفسه برهان سخافة عقله
رفاهيت زندگانى در أمنيت است غرض بيان واقع است و اين كه قدر اين نعمت را بايد دانست و شكر آنرا بايد كرد.
٥٤٣٩ رزانة العقل تختبر فى الرضا و الحزن.
سنگينى و وقار عقل آزمايش كرده مىشود در خشنودى و اندوه، مراد اينست كه در هر دو حال استنباط سنگينى عقل صاحب آنرا يا سبكى آنرا مىتوان كرد، زيرا كه عقل هر كس كه سبك باشد در هر يك از شادى و غم از جا بر آيد و در شادى فرحناكى زياد از او پديد آيد، و در اندوه قلق و اضطراب زياد، و هر كه را عقل سنگين باشد در هر دو حال با وقار باشد و سبكى از او ظاهر نشود.
٥٤٤٠ رضا العبد عن نفسه مقرون بسخط ربه.
خشنود بودن بنده از نفس خود همراه است با خشم پروردگار او، زيرا كه آن عين عجب و خودبينى است كه بغايت مذموم است، پس بنده هر چند اطاعت كند بايد خود را مقصر داند تا حق تعالى از او خشنود گردد، و كافيست شاهد برين آنچه نقل شده از ادعيه حضرت سيد الساجدين صلوات الله و سلامه عليه و كمال مبالغه آن حضرت در تقصيرات خود.
٥٤٤١ رضا المرء عن نفسه برهان سخافة عقله.
خشنود بودن بنده از نفس خود دليل تكى[١] عقل اوست، اين نيز قريب بمضمون فقره سابق است و بمنزله تأكيد آنست هر گاه هر دو را با هم فرموده باشند.
[١] -« تنكى» بضم تا و نون و بكاف عربى و بياء در آخر بمعنى سبكى و خفت و عدم سنگينى و وقار است.