شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٠ - ٥٩٥٠ طوبى لمن كان له من نفسه شغل شاغل عن الناس
ساختن همت بر چيزى» اينست كه مقصودى بغير از آن نداشته باشد و سعى نكند مگر از براى آن.
٥٩٤٦ طوبى لمن وفق لطاعته، و بكا على خطيئته.
خوشا از براى كسى كه توفيق داده شده باشد از براى فرمانبردارى خود، و گريه كند بر گناه خود. «فرمانبردارى خود» يعنى فرمانبردارى او حق تعالى را.
٥٩٤٧ طوبى لكل نادم على زلته، مستدرك فارط عثرته.
خوشا از براى هر پشيمانى بلغزش خود بازيافت كننده مر گذشته گناه خود را.
مراد به «باز يافت كردن آن» تدارك و تلافى آنست بتوبه و پشيمانى و آنچه سبب آمرزش گناه تواند شد.
٥٩٤٨ طوبى لمن قصر امله، و اغتنم مهله.
خوشا از براى كسى كه كوتاه كند اميد خود را، و غنيمت داند مهلت خود را.
يعنى غنيمت داند فرصت و مهلتى كه يابد از براى كارهاى خير و تا فرصت دارد سعى كند در آنها و پس نيندازد از آن از ترس اين كه مبادا ديگر مهلت نيابد.
٥٩٤٩ طوبى لمن بادر اجله و اخلص عمله.
خوشا از براى كسى كه پيشى گيرد بر اجل خود، و خالص گرداند عمل خود را، يعنى پيشى گيرد بر اجل خود بكردن كارهاى خير پيش از رسيدن آن، و خالص گرداند عمل خود را از براى خداى عز و جل و آميخته بغرض ديگر نسازد.
٥٩٥٠ طوبى لمن كان له من نفسه شغل شاغل عن الناس.
خوشا از براى كسى كه بوده باشد از براى او از نفس خود شغلى كه مشغول سازد او را از مردم يعنى چندان مشغول اصلاح نفس خود باشد كه بسبب آن نتواند