شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٤ - ٦٩١٧ كل وعاء يضيق بما جعل فيه الا و عاء العلم فانه يتسع
كه اجر و ثوابى دارد آنست كه در راه خدا باشد و عدول از آنچه در آن اجر و ثوابى باشد به آن چه در آن اجر و ثوابى نباشد نوعيست از گمراهى با آنكه اكثر دوستيها كه در راه خدا نباشد بناى آن بر اغراض فاسده باشد كه گمراهى باشند، و «محال» بضم ميم در اصل چيزى را گويند كه گردانيده شده باشد از راستى بكجى، و شايع شده استعمال آن در هر چه واقع نتواند شد و در اينجا هر دو معنى مناسب است.
٦٩١٦ كل احوال الدنيا زلزال، و ملكها سلب و انتقال.
همه حالهاى دنيا زلزالست، و ملك آن ربودن و انتقال است، «زلزال» بكسر زاء يا فتح آن يا ضم آن[١] بمعنى حركت و جنبش است و وصف أحوال دنيا بآن بر سبيل مبالغه است و مراد اينست كه چنان صاحب زلزالست و در حركت و انتقالست كه گويا عين حركت و انتقالست و همچنين ملك آن را «ربودن» و «انتقال» گفتن مبالغه است، و مراد نيز اينست كه چنان ربوده مىشود و انتقال مىيابد كه گويا عين ربوده شدن و انتقالست، و «زلزال» بفتح زاء بمعنى بلايا و سختيها نيز آمده و اين نيز در اينجا مناسب است.
٦٩١٧ كل وعاء يضيق بما جعل فيه الا و عاء العلم فانه يتسع.
همه ظرفها تنگى ميكند به آن چه كرده شود در آن مگر ظرف علم كه گشادگى مىيابد، يعنى هر ظرفى تنگى ميكند به آن چه كرده شود در آن هر گاه زياده از حوصله آن باشد يا تنگ مىشود بقدر آنچه در آن كنند و بآن قدر از آن گرفته شود بخلاف ظرف علم كه هر چه علم در آن در آيد تنگى نمىكند و تنگ نمىشود بلكه وسعت آن زياده مىشود زيرا كه نفس و ذهن هر چند علم آن زياد شود استعداد و قابليت آن
[١] - فيروز آبادى گفته:« و زلزله زلزلة و زلزالا مثلثة حركه» و زبيدى« حركه» را بوصف« شديدا» و عطف« أزعجه» بر آن موصوف داشته و بتفصيل بشرح عبارت فيروزآبادى پرداخته است هر كه بخواهد بتاج العروس مراجعه كند، و صاحب منتهى الارب گفته:« زلزله زلزلة و زلزالا مثلثة نيك جنبانيد آنرا».