شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٥٣ - ٦٩٦١ كم من فقير غنى و غنى مفتقر
بسا ايستاده بنمازى در شبها يا مطلق كه ايستادن او از براى او ثمره نداشته باشد بغير تعب و رنجى كه بكشد باعتبار همان كه مذكور شد در روزه در فقره سابق.
٦٩٥٧ كم من مؤمل ما لا يدركه.
بسا اميد دارنده چيزى را كه در نيابد آنرا، پس فريب اميد نبايد خورد.
٦٩٥٨ كم من بان ما لا يسكنه.
بسا بنا كننده آنچه را ننشيند در آن، پس حريص در آن نبايد بود.
٦٩٥٩ كم من جامع ما سوف يتركه.
بسا جمع كننده چيزى را كه بعد از آن وا مىگذارد آن را، يعنى جمع ميكند و بهره نمىبرد از آن و وامىگذارد از براى ديگرى، و همين تعب و زحمتى از براى او مىماند و وزر و وبالى اگر در آن باشد، پس حريص بر جمع مال و اسباب نبايد بود.
٦٩٦٠ كم من منقوص رابح و مزيد خاسر.
بسا كم كرده شده سود كننده، و زياد كرده شده زيان كننده، يعنى بسا كسى كه كم داده شده باشد باو و سود او در آن باشد باعتبار اين كه صلاح آخرت او در آن باشد بلكه صلاح دنيا نيز، و بسا كسى كه زياد داده شده باشد و زيان و خسران كند در آن، بسبب اين كه باعث طغيان او شود و ارتكاب گناهان.
٦٩٦١ كم من فقير غنى و غنى مفتقر.
بسا درويش توانگرى و توانگر درويشى، «درويش توانگر» مثل درويشى كه قناعت كند به آن چه داشته باشد و طلب نكند از مردم كه آن حقيقت توانگريست، يا اين كه توانگر باشد بحسب اسباب آخرت، و «توانگر درويش» مثل توانگرى كه با وجود توانگرى باز در سعى و طلب باشد كه آن حقيقت درويشى است، يا اين كه درويش باشد بحسب آخرت و تهيدست باشد از اسباب آن.