شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤١٧ - ٦٥٥٥ فساد الامانة طاعة الخيانة
فساد ديندارى طمع است، يعنى بسيارست كه طمع سبب فساد ديندارى مىشود مثل طمعى كه باعث بردن حق كسى شود يا باعث ميل بمذهب باطلى يا فتواى ناحقى يا مداهنه با كسى در باطلى، و ممكن است كه مراد اين باشد كه طمع هر چند مستلزم حرامى نباشد باعث نقص دين و فساد كمال آنست، ديندارى كامل اينست كه با طمع از غير حق تعالى نباشد.
٦٥٥٢ فساد العقل الاغترار بالخدع.
فساد عقل فريب خوردن بمكرهاست، يعنى فريب خوردن بمكرهاى هوا و هوس و دنيا و شيطان باعث فساد عقل و خرد مىگردد، يعنى باعث اين مىشود كه آدمى عمل بمقتضاى آن نكند و مخالفت آن كند پس آنرا باطل و فاسد نمايد چه عقلى كه عمل بآن نشود در حقيقت فاسد و باطل باشد.
و ممكن است كه مراد اين باشد كه آن مكرها بسيارست كه عقل را فريب دهد و گمراه گرداند و باعث ميل آن گردد بجانب باطلى كه خواهش آن باشد، پس آدمى بايد كه سلب هوا و هوس از خود نمايد تا اعتمادى بر حكم عقل و خرد او باشد.
٦٥٥٣ فساد النفس الهوى.
فساد نفس هوا و هوس است، مراد به «فساد نفس» فساد عقل و خرد آنست چنانكه در فقره سابق مذكور شد و يا مراد به «فساد آن» افتادن آنست در گناه و عصيان و زيان و خسران.
٦٥٥٤ فساد الدين الدنيا.
فساد دين دنياست، يعنى ميل بآن و خواهش آن، بر قياس آنچه در شرح فقره سابق سابق سابق مذكور شد.
٦٥٥٥ فساد الامانة طاعة الخيانة.