شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٦٨ - ٥٧٠١ شر الناس من يرى انه خيرهم
بدترين برادران تو كسيست كه محتاج سازد ترا بمدارا كردن و ملجأ سازد ترا بعذر گفتن يعنى بدترين برادران تو آن كسيست كه آن قدر دوستى و يگانگى با تو نداشته باشد كه اگر بدى كند يا گويد توانى منع او از آن كرد بلكه بايد كه با او مدارا و سازش كنى، و اگر تو تقصيرى نسبت باو بكنى بايد كه عذرى از او بخواهى و اگر عذر نخواهى مكدر گردد از آن.
٥٧٠٠ شر لا يدوم خير من خير لا يدوم.
شرى كه دائمى نباشد بهترست از خيرى كه دائمى نباشد يعنى خيرى كه دائمى نباشد مانند خيرات دنيا كه چندان خيريتى ندارد بلكه شرى كه دائمى نباشد بهتر از آن باشد، باعتبار اين كه شر هر گاه دائمى نباشد و منقطع گردد بگذرد و فرح و سرور انقطاع آن هميشه بماند، و خير هر گاه دائمى نباشد خير بگذرد و تأسف و حسرت بر آن هميشه بماند چنانكه گفتهاند:
|
اشد الغم عندى فى سرور |
تيقن عنه صاحبه انتقالا |
|
سختترين غم نزد من در شادمانيى است كه يقين داند صاحب آن زوال و انتقال آن را.
٥٧٠١ شر الناس من يرى انه خيرهم.
بدترين مردم كسيست كه اعتقاد اين داشته باشد كه بهترين ايشانست اگر اعتقاد كسى اين باشد كه بهترين همه مردم است پس بودن او بدترين ايشان ظاهرست، باعتبار كمال عجب و خود بينى او كه از صفاتيست عقلا و شرعا بغايت مذموم، و كمال حمق و سخافت عقل او كه چنين مرتبه از براى خود گمان كند با ظهور فساد آن، چه اين مرتبه مخصوص حضرت خاتم النبيين و سيد المرسلين باشد صلوات الله و سلامه عليه و على آله الطاهرين المعصومين و بنا بر اين مراد غير آن حضرت است