شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥٧ - ٦٦٠٨ فرض الله سبحانه الايمان تطهيرا من الشرك
است و بنا بر اين ترجمه اينست كه: فرض كرده سلام را از براى ايمنى از مخاوف، و مراد يا سنت كردن سلام است بنا بر آنچه مذكور شد كه «فرض» گاهى بر مستحب نيز اطلاق مىشود، يا واجب گردانيدن جواب سلام است، يا واجب گردانيدن سلام بر اهل خانه هر گاه داخل خانه شوند، و بر هر تقدير آن از براى ايمنى از مخاوف است، باعتبار اين كه از آن صلح و صفا و دوستى ظاهر مىشود و احتمال دشمنى و قصد إضرار زايل مىگردد]
و الامامة نظاما للأمة.
و فرض كرده امامت را از براى انتظام أحوال أمت، چه ظاهرست كه انتظام احوال هيچ گروهى بىفرمانفرمائى نشود و هر چند آن فرمانفرما جائر باشد وجود او بهترست از اين كه فرمانفرمائى نباشد، زيرا كه هر گاه فرمانفرمائى نداشته باشند هر يك آنچه توانند از ظلم و جور بعمل آورند، و همچنين مردم خارج بطمع تاخت و تاراج و قتل و سبى ايشان افتند، و ظلم فرمانفرما هر چه باشد برابرى با آنها نكند، و هر گاه امامى باشد كه از جانب حق تعالى منصوب شود و عادل و معصوم باشد پس انتظام أحوال دنيوى ايشان بر وجه أبلغ بشود و هر گاه عارف بهمه معارف دينيه و احكام شرعيه باشد و امر بمعروف و نهى از منكر كند اطاعت او سبب انتظام أحوال أخروى ايشان نيز گردد پس بجهت اين حق تعالى فرض كرده بر خود نصب امامى بر اوصاف مذكوره در هر زمان كه اگر اطاعت او كنند أحوال دنيوى و أخروى ايشان نيز منتظم گردد و اگر نكنند آنچه بر حق تعالى باشد از لطف بعمل آمده باشد[١] و تقصير از ايشان باشد
[١] - اشاره بدليل بسيار متين و معروف است كه در علم كلام بتفصيل بيان شده و خلاصه آن همانست كه خواجه نصير الدين طوسى( ره) در تجريد العقائد آنرا باين عبارت تعبير كرده است:
« وجوده لطف، و تصرفه لطف آخر، و عدمه منا يعنى وجود امام لطفى است از طرف خدا، و تصرف او لطفى ديگر است از جانب او، و نبودن آن تصرف و بعمل نيامدن آن از ناحيه ماست».
طالب تفصيل و شرح عبارت بشروح تجريد مراجعه كند و در كتاب نقض يعنى بعض مثالب النواصب فى نقض بعض فضائح الروافض تأليف شيخ بزرگوار عبد الجليل رازى قزوينى( ره) و همچنين در حواشى و تقليقات آن از نگارنده بياناتى ذكر شده است فان شئت فراجع.