شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٧ - ٥٢٧٩ رب سالم بعد الندامة
ظاهرست و بنا بر دوم مراد اينست كه آدمى از سودى كه بكند بايد كه پر شادمان نشود و پناه برد بخدا از اين كه زيانى در عقب داشته باشد، و همچنين از فوت سودى پر غمناك نبايد شد ممكن است كه مصلحت او در آن بوده باشد و آن سود را اگر مىبرد سبب زيانى از براى او مىشد.
٥٢٧٦ رب دائب مضيع.
بسا تعب كشنده ضايع كننده. و اين نيز باعتبار اينست كه آن تعب او ضرر بآخرت او داشته باشد، و يا باعتبار اين كه در واقع نفعى از براى او نكند و بنا بر اول غرض ظاهرست، و بنا بر دوم غرض منع از حرص در سعى و تعب كشيدن از براى دنياست و اين كه بسيارست كه هيچ اثرى بر آن غير تضييع اوقات مترتب نشود بلكه گاه باشد كه آن سعى و تعب او كار او را ضايع كند.
٥٢٧٧ رب متودد متصنع.
بسا اظهار دوستى كننده متصنعى. «متصنع» آنست كه خوبى روش و طريقه را برخود بندد و در واقع نداشته باشد و مراد اينست كه هر كه اظهار دوستى كند فريب او نبايد خورد گاه باشد كه متصنع باشد.
٥٢٧٨ رب عاطب بعد السلامة.
بسا هلاك شونده بعد از سلامت. يعنى بسا كسى كه از بلائى سلامتى يابد و بعد از آن بىفاصله هلاك شود پس آدمى بمجرد همين كه از بلائى خلاص شد مغرور نشود و از دعا و استعاذه بدرگاه حق تعالى و تهيه توشه مرگ و تدارك اسباب آن غافل نگردد.
٥٢٧٩ رب سالم بعد الندامة.
بسا سالمى بعد از پشيمانى. يعنى بسيارست كه كسى پشيمان مىشود از كارى و گمان ميكند كه آن بلائى و مصيبتى خواهد شد از براى او، و بعد از آن سالم مىماند