شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣٥ - ٧٢٦١ كتاب المرء معيار فضله و مسبار نبله
كفران نعمتها كشنده[١] فرود آمدن انتقامهاست، يعنى انتقامهاى خداى عز و جل.
٧٢٥٨ كفروا ذنوبكم و تحببوا الى ربكم بالصدقة و صلة الرحم.
بپوشانيد گناهان خود را و زايل كنيد آنها را، و دوستى كنيد بسوى خدا بصدقه دادن و صله رحم، يعنى احسان بخويش و پيوستن باو و نبريدن از او.
٧٢٥٩ كذب السفير يولد[٢] الفساد، و يفوت المراد، و يبطل الحزم، و ينقض العزم.
دروغ رسول مىزايد فساد را، و فوت ميكند مراد را، و باطل ميكند دور انديشى را، و خراب ميكند عزم را، مراد اينست كه رسولى كه كسى فرستد نزد كسى از براى بردن پيغامى بايد كه راستگو باشد زيرا كه دروغ او در وقت بردن پيغام يا آوردن آن هست گاه كه منشأ فسادى مىشود و باعث فوت مطلب و مراد مىشود، و «باطل ميكند دور انديشى را» كه قصد شده در فرستادن او، و باطل ميكند عزم و قصدى را كه شده در فرستادن او.
٧٢٦٠ كتاب الرجل عنوان عقله و برهان فضله.
نوشته مرد عنوان عقل او و برهان فضل اوست، «عنوان» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى سر سخن است يا دليل و علامت، و مراد اينست كه از كتابت و نوشته مرد استنباط عقل و قدر فضل او مىشود پس آدمى بايد كه در نوشتهها كمال اهتمام بكند كه مبادا دليل نقص عقل يا فضل او بشود.
٧٢٦١ كتاب المرء معيار فضله و مسبار نبله.
[١] - شارح( ره)« مجلبه» را مصدر ميمى گرفته و اسم آلت و اسم مكان گرفتن آن نيز درست است.
[٢] - شارح( ره)« يولد» را بتخفيف ضبط كرده و از باب افعال قرائت كرده است و بتشديد لام نيز كه از باب تفعيل خوانده شود درست است بلكه نظر بازدواج بالفظ« يفوت» كه از آن باب است مناسبترست.