شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٧٤ - ٥٧٣١ شر النوال ما تقدمه المطل و تعقبه المن
بدترين خصلتها تكبرست، چنانكه مكرر مذكور شد و احاديث ديگر نيز در ذم آن بسيارست.
٥٧٢٧ شر الاشرار من يتبجح بالشر.
بدترين بدان كسيست كه شاد گردد ببدى يعنى ببدى كه بكند يا ببدى كه ديگرى نيز بكند.
٥٧٢٨ شر الشيم الكذب[١].
بدترين خويها دروغگوئيست.
٥٧٢٩ شر ما ضيع فيه العمر اللعب[٢].
بدترين آنچه ضايع كرده شود در آن عمر بازيست، يعنى مشغول شدن ببازيها بلكه هر كارى كه سودى بر آن مترتب نشود.
٥٧٣٠ شر اخوانك الغاش المداهن.
بدترين برادران تو غش كننده مداهنه كننده است يعنى آنكه غش كند با تو و عيب ترا بتو نگويد چنانكه چند فقره قبل از اين مذكور شد.
٥٧٣١ شر النوال ما تقدمه المطل و تعقبه المن.
بدترين عطا آنست كه پيشى گرفته باشد آنرا پس انداختن، و از پى آن در آيد منت گذاشتن يعنى پيش از دادن تأخير شود در آن و زود داده نشود، يا اين كه وعده
[١] - بهتر آن بود كه شارح( ره) نظر بازدواج آخر اين دو فقره هر يك از دو كلمه« كذب» و« لعب» را بر وزن« كتف» بخواند، زيرا« كذب» بر وزن« كتف» بمعنى دروغ است و همچنين« لعب» بر آن وزن بمعنى بازيست ليكن چنانكه ملاحظه مىشود شارح( ره) كلمه اول را بر وزن« حبر» و دوم را بر وزن« فلس» ضبط كرده و بوجهى كه ما گفتيم با آنكه نظر بأمر مذكور بهتر از وجه مزبور در متن است هيچگونه اشارتى نيز نفرموده است.
[٢] - بهتر آن بود كه شارح( ره) نظر بازدواج آخر اين دو فقره هر يك از دو كلمه« كذب» و« لعب» را بر وزن« كتف» بخواند، زيرا« كذب» بر وزن« كتف» بمعنى دروغ است و همچنين« لعب» بر آن وزن بمعنى بازيست ليكن چنانكه ملاحظه مىشود شارح( ره) كلمه اول را بر وزن« حبر» و دوم را بر وزن« فلس» ضبط كرده و بوجهى كه ما گفتيم با آنكه نظر بأمر مذكور بهتر از وجه مزبور در متن است هيچگونه اشارتى نيز نفرموده است.