شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٤ - ٧١٥٩ كن ممن لا يفرط به عنف، و لا يقعد به ضعف
بوده باشى سيم، مراد اينست كه آدمى بايد كه صاحب جود و بخشش باشد، يا اين كه ميانه رو باشد و اندازه خرج خود را بگيرد بر وجهى كه نه اسرافى باشد در آن و نه تنگ گيرى و تقتيرى، پس بايد كه حذر كند از اين كه هيچ يك از آنها نباشد و سيم آنها باشد.
٧١٥٧ كن للود حافظا، و ان لم تجد محافظا.
باش از براى دوستى نگاهدارنده، و هر چند نيابى نگاهدارنده، يعنى لوازم و شرايط دوستى را حفظ كن و بعمل آور هر چند آن طرف حفظ نكند و بجا نياورد.
٧١٥٨ كن بمالك متبرعا، و عن مال غيرك متورعا.
باش بمال خود تبرع كننده و از مال غير خود پرهيزگار، «تبرع» دادن چيزيست كه واجب نباشد دادن آن.
٧١٥٩ كن ممن لا يفرط به عنف، و لا يقعد به ضعف[١].
باش از آن كسى كه پيش نمىاندازد او را عنفى، و نمىنشاند او را ضعفى، يعنى باش چنين كسى و خود را چنين كن، و «عنف» بمعنى درشتى و سختى است و مراد به «پيش نينداختن عنف او را» اينست كه عنف او را بكار ندارد باين كه خواهد كه درشتى كند با كسى و سختى و مشقتى از او بكسى برسد، اين بنا بر اينست كه «يفرط» بفتح ياء و ضم راء خوانده شود، و ممكن است كه بضم ياء و كسر راء خوانده شود از باب إفعال و معنى اين باشد كه: باش از كسى كه افراط نمىفرمايد و از حد نمىگذراند او را عنفى يعنى چنين مباش كه عنفى در تو باشد كه بسبب آن از حد تجاوز كنى و ضررى از تو بكسى برسد. و «نمىنشاند او را ضعفى» يعنى بسبب ضعفى نمىنشيند از برابرى كردن با مردم و معارضه با ايشان تا اين كه ستم كنند بر او
[١] - كذا بالفتح بخط شارح( ره) در اين فقره و در فقره آينده، و بهتر آنست كه در هر دو فقره بضم ضاد قرائت شود تا با كلمه« عنف» موازن شود، در أقرب الموارد گفته:
« الضعف و الضعف ضد القوة، و قيل: الضعف بالفتح فى الرأى، و الضعف بالضم فى البدن».