شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٠٣ - ٧١٥٦ كن جوادا مؤثرا، او مقتصدا مقدرا، و اياك ان تكون الثالث
٧١٥٠ كن متصفا بالفضائل، متبرئا من الرذائل.
باش آراسته بفضايل، پرداخته از رذايل، «فضايل اخلاق» و صفاتى را گويند كه باعث افزونى مرتبه شود، و «رذايل» مقابل آنها را.
٧١٥١ كن لما لا ترجو اقرب منك لما ترجو.
باش مر آنچه را اميد ندارى نزديكتر از تو مر آنچه را اميد دارى، مراد اينست كه غالب اينست كه آدمى از راهى كه اميد چيزى دارد از آن راه باو نمىرسد و از راه ديگر كه اميد ندارد باو مىرسد، پس بايد كه خود را به آن چه اميد ندارد نزديكتر داند از خود به آن چه اميد دارد.
٧١٥٢ كن بالوحدة انس منك بقرناء السوء.
باش بتنهائى انسدارتر از خود بهمراهان بد.
٧١٥٣ كن للمظلوم عونا، و للظالم خصما.
باش مر مظلوم را يارى كننده و مر ظالم را دشمنى.
٧١٥٤ كن لهواك غالبا، و لنجاتك طالبا.
باش مر خواهش خود را غلبه كننده، و مر رستگارى خود را جوينده.
٧١٥٥ كن عالما ناطقا او مستمعا واعيا، و إياك ان تكون الثالث.
باش دانائى گوينده، يا شنونده حفظ كننده، و بپرهيز از اين كه بوده باشى سيم، مراد اينست كه آدمى بايد كه يا عالمى باشد كه تعليم كند علم را بمردم، و يا متعلمى باشد كه بشنود از عالم و حفظ كند، پس بايد حذر كند از اين كه هيچ يك از آنها نباشد و سيم آنها باشد.
٧١٥٦ كن جوادا مؤثرا، او مقتصدا مقدرا، و اياك ان تكون الثالث.
باش صاحب جودى بخشنده، يا ميانه روى اندازه گيرنده، و بپرهيز از اين كه