شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣١ - ٥١٧٩ ذو العقل لا ينكشف الا عن احتمال و اجمال و افضال
٥١٧٦ ذكر الدنيا ادوا الادواء.
ياد دنيا بدترين بيماريهاست، زيرا كه باعث شيفتگى بآن و غفلت از آخرت مىشود و آن بيماريى است روحانى كه بدترين بيماريهاست.
٥١٧٧ ذكر الموت يهون اسباب الدنيا.
ياد مرگ خوار مىگرداند اسباب دنيا را.
٥١٧٨ ذل الرجال فى خيبة الآمال.
خوارى مردان در نوميدى از اميدهاست، پس مرد نبايد كه اميدى چند از براى خود قرار دهد كه هر گاه حاصل نشود و نوميد گردد از آنها، خوار گردد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه در وقت مرگ است هر گاه كارى نكرده باشد كه اميد بآن داشته باشد در آخرت و ديگر اميد كردن كار خيرى باقى نباشد از براى او.
و ممكن است كه[١] مراد به «آمال» اميدهائى باشد كه اين كس از حق تعالى دارد يعنى خوارى مردان در نوميدى از اميدهائيست كه بحق تعالى بايد داشت و مؤيد ابن در احاديث و ادعيه وارد شده.
٥١٧٩ ذو العقل لا ينكشف الا عن احتمال و اجمال و افضال.
صاحب عقل گشوده نمىشود مگر از متحمل شدن و نيكوئى كردن و احسان نمودن.
يعنى گشوده نمىشود حال او و ظاهر نمىگردد صاحب عقل بودن او مگر از اين صفات، پس كسى كه اين صفات در او نباشد صاحب عقل نباشد. و مراد به «متحمل شدن» متحمل شدن مؤنات و اخراجات محتاجانست، يا متحمل شدن درشتيها و بىآدابيهاى مردم، و بصدد تلافى و انتقام آنها بر نيامدن.
[١] - عبارت« و ممكن است» تا آخر فقط در حاشيه نسخه اصل بخط غير شارح( ره) نوشته شده و در ساير نسخ اصلا نيست.