شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٧ - ٦٣٨٥ غيرة الرجل على قدر انفته
شده و با وجود اين توانگرى أخروى كه بسبب آن حاصل شود كجا بمرتبه توانگريى باشد كه بعلم حاصل شود هر گاه عمل بآن شود، و مراد به «عاقل» ظاهر آنست و به «جاهل» كم عقل، بقرينه مقابله با آن، يا مراد به «جاهل» ظاهر آنست يعنى نادان، و به «عاقل» دانا بقرينه مقابله با آن.
٦٣٨٣ غيرة الرجل ايمان.
غيرت داشتن مرد ايمان است، مراد به «غيرت»[١] ننگ داشتن است از چيزى چند كه سبب عيب و نقص باشد در خود يا در اهل و متعلقان خود، و ظاهرست كه اين معنى ايمان است يعنى ناشى از ايمان مىشود يا از جمله اجزاى ايمان يا شرايط آنست يا سبب كمال ايمان و قوت آنست.
٦٣٨٤ غيرة المرأة عدوان.
غيرت زن ستم است، مراد به «غيرت زن» غيرت متعارف زنان است يعنى ننگ- داشتن ايشان از اين كه شوهر ايشان زن ديگر بخواهد يا مقاربت بكنيزى بكند و ظاهرست كه چون حق تعالى مرد را مرخص در آنها كرده ننگ داشتن از آن و منع او از آنها ستم و گناه است.
٦٣٨٥ غيرة الرجل على قدر انفته.
غيرت مرد بر اندازه أنفت اوست، پوشيده نماند كه «أنفت» چنانكه از كتب لغت ظاهر مىشود بمعنى ننگ داشتن است از چيزى و مراد به «غيرت» نيز همان است
[١] - شارح( ره) در حاشيه بخط خود گفته:« غيرت بكسر غين و سكون ياء و فتح راء اسم است بمعنى ننگ، و بفتح غين مصدر است بمعنى غيرت داشتن يا بغيرت آمدن( منه)».
نگارنده گويد: شارح( ره) در اين نقل اشتباه كرده، در اقرب الموارد گفته:
« غار الرج على امرأته من فلان و هى عليه من فلانة( كعلم) يغار غيرة و غيرا و غارا أنف من الحمية و كره شركة الغير فى حقه بها فهو غيران و غيور و مغيار و هى غيرى و غيورج غيارى( بالفتح) و غيارى( بالضم) و غير( بضميتن) و مغايير، و الاسم الغيرة بالفتح».