شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٨ - ٥٤٣٢ رويدا يسفر الظلام كان قد وردت الاظعان يوشك من اسرع ان يلحق
و سبب هلاكت گردد، و مراد باين كه «گويا كه بتحقيق وارد شدهاند» اينست كه حال خود را در باب آنچه مذكور شد شبيه باين بايد دانست كه جمعى از قافله پيش رفته باشند و بمنزل رسيده باشند و جا گرفته باشند و كسى كه تند رود در عقب ايشان زود بايشان برسد پس در چنين حالى معلوم است كه جمعى را كه خواهند از عقب ايشان بروند در كار نيست كه در تاريكى بروند و از هلاكت و گمراهى ايمن نباشند، بلكه بايد كه صبر كنند تا صبح روشن شود و با امنيت خاطر بروند و برفقا ملحق شوند.
و ممكن است كه: مراد اين باشد كه: گويا كه كوچ كردهها يعنى كوچ كردهها كه تحقيق حق نكردهاند يعنى مسلمانان كه تابع أئمه جور شدند وارد شدهاند يعنى بجهنم، و نزديك است كه هر كه صبر نكند تا روشن شود تاريكى و شتاب كند اين كه لاحق شود بايشان و مانند ايشان هلاك شود.
و ممكن است كه: معنى «رويدا يسفر الظلام» اين باشد كه درنگ كن درنگ كردنى در آنچه مىگويم يعنى از براى تأمل و تدبر در آن. و «روشن مىگردد تاريكى» يعنى اگر تأمل كنى در آن روشن مىگردد تاريكى و ظاهر مىشود حقيقت آن يا حقيقت حال. و «كان قد وردت الاظعان» بيان آن چيز باشد كه گفته مىشود و تأمل در آن بايد كرد و مراد اين باشد كه: حال مردم در دنيا شبيه باشد بحال قافله كه جمعى از ايشان كوچ كرده باشند و بمنزل رسيده باشند، و جمعى ديگر كه كوچ نكرده باشند در عقب ايشان كوچ كنند و شتاب كنند تا زود بايشان برسند، پس مردم دنيا نيز جمعى كوچ كردهاند و گويا بمنزل كه قيامت باشد رسيدهاند و آنان كه كوچ نكردهاند بشتاب مىروند از عقب ايشان و زود مىرسند بايشان، پس هر گاه تأمل كنى درين تمثيل روشن مىشود تاريكى و ظاهر مىشود حقيقت آن يا حقيقت حال مردم و اين كه ايشان را چه بايد كرد و اين كه بايد كه مشغول كارى شوند كه بكار ايشان آيد در آنجا، نه بأمور دنيا كه مشرف بر كوچ از آنند، و الله تعالى يعلم.