شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٠ - ٦٢٦٨ عجبت لمن يتصدى لا صلاح الناس و نفسه اشد شيء فسادا، فلا يصلحها و يتعاطى اصلاح غيره
٦٢٦٥ عجبت لمن عرف ربه كيف لا يسعى لدار البقاء.
تعجب دارم از كسى كه بشناسد پروردگار خود را چگونه سعى نمىكند از براى سراى بقا!؟ وجه تعجب اينست كه كسى كه بشناسد پروردگار خود را ميداند صدق آنچه را خبر داده از آن از احوال آخرت و نعمتهاى بىمنتهاى بهشت و شدت عقاب و عذاب جهنم پس با وجود آن هر گاه سعى نكند از براى آخرت و رستگارى از آن عذابهاى أليم و فيروزى بآن ثوابهاى جسيم كمال تعجب باشد از آن.
٦٢٦٦ عجبت لمن ينشد[١] ضالته و قد اضل نفسه فلا يطلبها.
تعجب دارم از كسى كه طلب ميكند گم شده خود را و حال آنكه بتحقيق گم كرده نفس خود را پس طلب نمىكند آن را، تعجب از عاصيانست كه اگر چيزى از ايشان گم شود طلب ميكنند آن را و سعى ميكنند از براى يافتن آن، و حال آنكه گم كردهاند نفس خود را يعنى از دست دادهاند و در فرمان خود ندارند چنانكه گويا گم شده از ايشان و طلب نمىكنند آنرا و جويائى آن نمىكنند، با آنكه گرانمايهترين چيزهاى ايشانست.
٦٢٦٧ عجبت لمن ينكر عيوب الناس و نفسه اكثر شيء معابا و لا يبصرها.
تعجب دارم از كسى كه بد ميداند عيبهاى مردم را و نفس او بيشتر چيزيست بحسب عيب و نمىبيند آنرا، يعنى عيب نفس او بيش از همه چيزيست و بفكر آن و اصلاح آن نمىافتد چنانكه گويا نمىبيند آنرا.
٦٢٦٨ عجبت لمن يتصدى لا صلاح الناس و نفسه اشد شيء فسادا، فلا يصلحها و يتعاطى اصلاح غيره.
[١] - در منتهى الارب گفته:« نشد الضالة( كنصر) نشدا بالفتح و نشدة و نشدانا بكسر هما جست گمشده را و تعريف آن نمود».