شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ١٤ - ٥١٢٥ دار هانت على ربها فخلط حلالها بحرامها، و خيرها بشرها، و حلوها بمرها
«خواننده و شبان» هر دو يك كس باشد كه مردم را براه حق خوانده و تربيت ايشان كند و ببرد هر كه را اطاعت او كند بآن راه، و مراد بآن حضرت رسالت پناهى و خلفاى معصومين او باشد صلوات الله و سلامه عليهم هر يك در عصر خود، و بر هر تقدير مراد اينست كه شما مهمل واگذاشته نشدهايد بلكه خوانده شدهايد بسوى راهى، و تربيت كننده مقرر شده از براى شما، پس بايد كه متوجه آن راه شويد و اطاعت كنيد تربيت كننده را تا بسعادت ابدى و فيروزى سرمدى فايز گرديد.
٥١٢٤ دار بالبلاء محفوفة و بالغدر موصوفة[١] لا تدوم احوالها و لا يسلم نزالها.
خانهايست ببلا فرو گرفته شده، و ببى وفائى وصف كرده شده، پاينده نمىماند احوال آن، و سالم نمىماند فرود آيندگان آن. اين كلام را در وصف دنيا فرمودهاند و معنى آن ظاهرست و محتاج بشرح نيست.
٥١٢٥ دار هانت على ربها فخلط حلالها بحرامها، و خيرها بشرها، و حلوها بمرها.
خانهايست كه خوارست بر صاحب آن، پس آميخته كرده حلال آنرا بحرام آن، و خوب آنرا ببد آن، و شيرين آنرا بتلخ آن. اين كلام را نيز در وصف دنيا فرمودهاند و مراد اينست كه: آن خانهايست كه آنرا قدر و قيمتى نزد پروردگار آن نيست، زيرا كه آنرا سراى اقامت از براى كسى نكرده و مخصوص دوستان خود نگردانيده، بلكه سرائى گردانيده كه چند روزى وارد شوند بر آن و امتحان خوب و بد و مطيع و عاصى در آن بشود تا هر كس بسزا و جزاى خود برسند، پس ازين راه آنرا پاكيزه
[١] - در نهج البلاغه:« معروفة»، رجوع شود بخطبه ٢٢٤( ج سوم شرح ابن أبى الحديد، چاپ اول در مصر، ص ٨٣).