شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٢ - ٦٣٦٨ غاية العدل ان يعدل المرء فى نفسه
و زحمت از براى طلب زياد از آن نيندازد چه هر كه ميانه روى كند كفاف او بآسانى باو برسد و قانع بآن تواند شد و اگر اسراف كند قانع بآن نتواند شد.
٦٣٦٥ غاية المعرفة ان يعرف المرء نفسه.
غايت معرفت اينست كه بشناسد مرد نفس خود را، يعنى نهايت معرفت و شناسائى اينست كه مرد بشناسد چنانكه بايد نفس خود را، زيرا كه شناخت نفس خود چنانكه بايد مستلزم شناخت حق تعالى[١] و معرفت جمله أحوال مبدأ و معاد گردد چنانكه از علم كلام ظاهر مىشود.
٦٣٦٦ غاية المرء حسن عقله.
غايت مرد نيكوئى عقل اوست، يعنى نهايت فضل و كمال او نيكوئى عقل اوست و بالاتر از آن فضلى از براى او نباشد چه آن سبب همه فضايل و كمالات و سعادات تواند شد.
٦٣٦٧ غاية الانصاف ان ينصف المرء نفسه.
غايت انصاف اينست كه انصاف ورزد مرد با نفس خود يعنى رعايت انصاف كند در باره خود و رعايت خود زياده بر ديگرى نكند، چه ظاهرست كه هر كه چنين باشد بطريق اولى حيف و جورى از براى ديگرى نيز نكند، پس در هر باب بانصاف سلوك كند.
٦٣٦٨ غاية العدل ان يعدل المرء فى نفسه.
[١] - حديث معروف:« من عرف نفسه فقد عرف ربه» صريح در اين مدعاست ليكن سندى براى آن تاكنون بنظر نرسيده است و در كتب معتبره ديده نمىشود و شيخ حر عاملى( ره) در الفوائد الرضيه و سيد عبد الله شبر( ره) در مصابيح الانوار فى حل مشكلات الاخبار نسبت بمعنى آن بر فرض صحت صدور از مصوم بيانات سودمندى دارند هر كه طالب باشد مراجعه كند.