شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٠١ - ٦٧٤٧ قلة الاكل من العفاف، و كثرته من الاسراف
٦٧٤٥ قليل يخف[١] عليك عمله خير من كثير تستثقل حمله.
اندكى كه سبك باشد بر تو عمل آن بهترست از بسيارى كه سنگين شمارى برداشتن آنرا، يعنى اندك عبادتى كه سبك باشد بر تو و از روى شوق و نشاط بكنى آن را بهترست از بسيارى كه سنگين باشد بر تو و با كراهت و ملالت بكنى آنرا، يا اندكى از دنيا كه آسان باشد بر تو كار فرمودن آن بهترست از بسيارى از آن كه سنگين باشد بر تو برداشتن آن و بتعب و زحمت اندازد ترا.
٦٧٤٦ قلة الشكر تزهد فى اصطناع المعروف.
كمى شكر بىرغبت مىگرداند در كردن احسان. مراد اينست كه مردم احسانى كه بكسى بكنند متوقع شكر زيادىاند بر آن، پس هر گاه شكر آن كم بشود باعث بىرغبتى ايشان مىشود در احسان باو بلكه بديگران نيز كه مبادا ايشان نيز چنين باشند.
٦٧٤٧ قلة الاكل من العفاف، و كثرته من الاسراف.
كمى خوردن از عفاف است، و بسيارى آن از اسراف. «عفاف» بفتح فاء بمعنى باز ايستادن از حرامهاست، و پوشيده نيست كه زياد خوردن بمرتبه كه ضرر كند حرام است پس كمى آن كه بآن مرتبه نرسد از جمله عفاف است و يك جزء آن يا يك فرد آنست و اگر بمرتبه ضرر نرسد اما بقدر سيرى باشد و باعث گرانى بدن شود و كسالت در طاعات و عبادات، مكروه باشد، و باعتبار اختلاف مراتب آن مراتب كراهت آن نيز مختلف باشد و از براى مبالغه در كراهت آن خصوصا بعضى مراتب آن يكى را كه بآن مرتبه نيز نرسد از جمله عفاف مىتوان شمرد بلكه ممكن است كه عفاف حقيقت
[١] - در أقرب الموارد گفته:« خف الشىء( كضرب) خفا و خفة و خفة ضد ثقل».