شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٤ - ٦٣٧٦ غاية الفضائل العقل
٦٣٧٢ غاية الجود بذل الموجود.
نهايت جود و سخاوت عطا كردن موجودست، يعنى كسى كه آنچه داشته باشد عطا كند هر چند قليلى باشد او نهايت جود داشته و فضيلت آنرا دريابد و معتبر نيست در آن اين كه قدر زيادى داده شود زيرا كه جود و سخاوت در هر كس بقدر بذل و عطاى اوست باندازه آنچه داشته باشد و بآن نسبت، و معتبر نيست در آن بسيارى آن فى نفسه.
٦٣٧٣ غاية الدين الامر بالمعروف و النهى عن المنكر و اقامة الحدود.
نهايت ديندارى امر بمعروف است، و نهى از منكر، و بر پاى داشتن حدود، يعنى حدودى را كه حق تعالى از براى گناهان مقرر فرموده و بايد كه هر يك از آنها را شامل خود نيز گرفت تا نهايت ديندارى باشد.
٦٣٧٤ غاية الخيانة خيانة الخل الودود و نقض العهود.
نهايت خيانت خيانت با دوست بسيار دوستى است، و شكستن عهدها و پيمانها.
٦٣٧٥ غاية العقل الاعتراف بالجهل.
نهايت عقل و خرد اعتراف بجهل است يعنى اعتراف بنادانى در آنچه نداند نه اين كه چيزى را نداند و اعتقاد اين داشته باشد كه ميداند مانند آنان كه جهل مركب دارند، يا اين كه داند كه نمىداند اما اعتراف بنادانى خود نكند بلكه خود را دانا وانمايد.
٦٣٧٦ غاية الفضائل العقل.
غايت فضيلتها عقل است، يعنى عقل و خرد بلند مرتبهترين فضيلتها و افزونيهاست.