شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٨ - ٧٢٣٣ كم دنف نجا و صحيح هوى
فانى شوندهاند و از راه مبالغه آنها را فنا فرموده باشند.
٧٢٣١ كمال العلم الحلم، و كمال الحلم كثرة الاحتمال و الكظم.
كمال علم بردباريست[١]، و كمال بردبارى بسيارى احتمال و فرو خوردن خشم است. مراد اينست كه علم كه بىبردبارى باشد ناقص است تمامى آن باينست كه با بردبارى باشد و بردبارى وقتى تمام و كامل مىشود كه با بسيارى احتمال باشد يعنى تحمل درشتيها و بى آدابيهاى مردم و بسيار فرو خوردن خشم و بردبارى كه با آنها نباشد ناقص است.
٧٢٣٢ كمال الحزم استصلاح الاضداد، و مداجاة الاعداء.
كمال دور انديشى بصلاح آوردن اضداد و مدارا كردن با دشمنان است، «أضداد» بمعنى مخالفان است يعنى جمعى كه مخالفت كنند با اين كس و موافقت نكنند، و مراد به «صلاح آوردن ايشان» اينست كه سلوكى با ايشان بشود از لطف و مهربانى كه باعث اين شود كه ايشان بصلاح آيند و ترك مخالفت كنند و فرق ميانه اين و مدارا كردن با دشمنان اينست كه مخالفان جمعىاند كه دشمنى ندارند نهايت مىبايد كه موافقت كنند و نمىكنند، و دشمنان جمعىاند كه موافقت ايشان مطلب نيفتاده بلكه دشمنى ميكنند و آزار مىرسانند و مطلب دفع آنست پس كمال دور انديشى اينست كه با مخالفان سلوكى بشود كه ايشان موافقت كنند، و با دشمنان مدارائى بشود كه ترك دشمنى كنند و آزارى از ايشان نرسد، و ممكن است كه مراد به «أضداد» همان دشمنان باشد و مدارا كردن با دشمنان بمنزله تفسير و تأكيد بصلاح آوردن مخالفان باشد.
٧٢٣٣ كم دنف نجا و صحيح هوى.
[١] - مطابق اين مضمونست قول سعدى:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|