شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٤٢ - ٦٩١٢ كل الحسب متناه الا العقل و الادب
٦٩٠٨ كل شيء من الدنيا سماعه اعظم من عيانه.
هر چيزى از دنيا شنيدن آن عظيمترست از ديدن آن، يعنى هر چيز از نعمتهاى دنيا كه وصف كرده شود شنيدن آن عظيم ترست از ديدن آن چه هر گاه ديده شود ظاهر مىشود آميختگى آن بأنواع تعب و زحمت و غم و اندوه كه آنها بوصف در نيايد.
٦٩٠٩ كل بلاء دون النار عافية.
هر بلائى نزد جهنم عافيت است، يعنى نسبت بآن و در برابر آن.
٦٩١٠ كل امرء طالب امنيته و مطلوب منيته.
هر مردى يا آدمى طلب كننده امنيه خودست، و طلب كرده شده منيه خودست، «امنيه» بمعنى چيزيست كه اميد و آرزوى آن باشد و «منيه» بمعنى مرگست، و مراد اينست كه: او طلب امنيه خود ميكند و مرگ طلب او ميكند.
٦٩١١ كل شيء يحتاج الى العقل، و العقل يحتاج الى الادب.
هر چيز محتاجست بعقل، و عقل محتاجست بادب، مراد به «عقل» خرد است يعنى قوتى كه بآن دريافت چيزها بشود و احتياج هر چيز بآن ظاهرست، و مراد به «ادب» نيكوئى اخلاقست و رعايت آدابى كه در شريعت مقدسه براى هر فعل مقرر شده كه باعث حسن آنهاست و دور نيست كه شامل آداب نيكو كه ميانه مردم شايع باشد نيز باشد هر چند در شريعت مقدسه وارد نباشد و بعضى از اهل لغت تفسير «ادب» بكياست و زيركى كردهاند و بعضى بعلم و دانش و بر هر تقدير مراد به «احتياج عقل بأدب» اينست كه محتاجست بآن در كامل شدن و قوى گشتن.
٦٩١٢ كل الحسب متناه الا العقل و الادب.
هر حسبى نهايتى دارد مگر عقل و ادب، مراد به «حسب» شرافت و فضيلتى است كه در كسى باشد و مراد به «عقل» و «ادب» در شرح فقره سابق مذكور شد