شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٣٤ - ٦٢٤٨ عجبت لمن يشك فى قدرة الله و هو يرى خلقه
آن محمول شود كه صحت هر دو طرف در واقع و نفس الامر باشد صحيح نباشد مگر بنا بر مذهب اشاعره كه بحسن و قبح قايل نيستند و فعل و ترك هر چيز را بر خدا جايز مىدانند و اما بنا بر مذهب حق كه بعضى چيزها حسن و نيكو باشد و بعضى زشت و قبيح و آنچه حسن باشد بر خدا لازم است فعل آن و آنچه قبيح باشد بر خدا لازم است ترك آن پس قول بصحت فعل و ترك هر دو در همه أفعال او معقول نتواند بود.
و چون معنى قدرت معلوم شد مىگوئيم كه:
مراد بفقره مباركه تعجب از كسى است كه شك در قدرت حق تعالى داشته باشد و احتمال اين دهد كه افعال او بىقدرت بعنوان ايجاب از او صادر شود مانند أفعال طبايع، چنانكه قول بآن را نسبت ببعضى فلاسفه دادهاند. و وجه تعجب اينست كه هر كه مخلوقات حق تعالى را مشاهده كند و اندك تأمل كند در آنها ديگر او را مجال اين شك نماند، زيرا كه يكى از مخلوقات او آدمى است كه خلق شده از قطره آب متشابه الاجزاء، و مشتمل است بر اعضاى مختلفه و اجسام متنوعه از گوشت و پوست و عروق و اعصاب و غضاريف و رباطات و أخلاط و غير آنها هر يك در جائى و بر وجهى كه مصلحت اقتضاى آن كند و متضمن حكمتها و فوايد و منافع و مصلحتها باشد فزون از احاطه حصر و احصا، و پر ظاهرست كه چنين فعلى بى كمال قدرت و علم فاعل آن نتواند بود و بايد كه هر جزوى را از روى قدرت بر وفق حكمت و مصلحت خلق كرده باشد، و اگر از قبيل افعال طبايع بود اين اختلافات در آن متصور نبود بايست كه همه اجزاى آن متشابه باشد و احتمال اين كه اجزاء آن آب مركب باشد از مواد مختلفه كه هر يك قابليت آن صورتى داشته باشد كه فايض شده بر آن، و استناد اين اختلافات باختلاف قوابل باشد نه قدرت فاعل، احتمالى است كه هيچ عقلى تجويز آن نكند، و چه اختلافى در اجزاى يك قطره آب باشد كه مقتضى اين اختلافات تواند بود؟! و بسبب آن هر يك در جاى خاصى و وضع خاصى بايد قرار گيرد؟! امثال اين احتمالات محض سفسطه و مكابره است، و همچنين قطره آبى كه تخم شود با آن همه