شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٤٦ - ٥٩٧٤ طوبى لمن لم تغم عليه مشتبهات الامور
خوشا از براى كسى كه بكشد رنج خواهش خود را، و دروغ شمارد آرزوهاى خود را، و بيندازد غرضى را، و جمع كند عوضى را. مراد به «كشيدن رنج خواهش خود» اينست كه از پى خواهش نرود و نگاهدارد خود را از آن و صبر كند بر سختى رنج و تعب آن. و مراد به «دروغ شمردن آرزوها» چنانكه چند فقره قبل ازين مذكور شد باطل دانستن آنهاست يا دروغ شمردن وعدههاى آنها و فريب نخوردن از آنها.
و «غرض» بمعنى مطلب و هدف تير هر دو آمده و مراد در اينجا معنى اول است و مراد به «انداختن آن» زايل كردن آنست از خود و گذشتن از سر آن، و استعمال لفظ «رمى» باعتبار مناسبت آن با معنى ديگر «غرض» كمال لطف دارد. و «جمع كند عوضى را» يعنى بگذرد از سر مطلبى و جمع كند بعوض آن أجر و ثوابى را.
٥٩٧٢ طوبى لمن ركب الطريقة الغراء، و لزم المحجة البيضاء، و توله بالآخرة، و اعرض عن الدنيا.
خوشا از براى كسى كه سوار شود طريقه غراء را، و جدا نشود از محجه بيضاء، و فريفته شود بآخرت، و رو بگرداند از دنيا. «طريقه غراء» يعنى راه سفيد روشن، و «محجه بيضاء» نيز بهمان معنى است و مراد از آن راه ايمانست كه راهيست روشن، و تاريكى در آن نباشد، و مراد به «سوار شدن آن» سلوك آنست.
٥٩٧٣ طوبى لمن لم تقتله قاتلات الغرور.
خوشا از براى كسى كه نكشد او را كشندههاى فريب. يعنى فريبهاى كشنده.
و «كشته نشدن به آنها» اينست كه خود را از آنها نگاهدارد و گرفتار آنها نشود پس كشته نشود يعنى بهلاكت و زيان و خسران نيفتد.
٥٩٧٤ طوبى لمن لم تغم عليه مشتبهات الامور.
خوشا از براى كسى كه پوشيده نشود بر او مشتبهات امور، يعنى امور مشتبه