شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٣ - ٥٢٩٩ رب سلف عاد خلفا
نمىبود باز آن عمل را بقصد قربت ميكرد، و گاه باشد كه چنين عملى فى الجمله مقبول باشد و نفعى داشته باشد هر چند نيت خالص بهتر از آن باشد نه اين كه بالكليه باطل باشد پس «أنفع» كه افعل تفضيل است و ظاهر در حصول نفعى فى الجمله در مفضل عليه نيز باشد، بر ظاهر خود محمول مىتواند بود، و بر تقديرى كه عمل غير خالص اصلا نفعى نداشته ممكنست كه در استعمال افعل تفضيل مجازى شده باشد و مراد مجرد اين باشد كه بعضى نيتها باشد كه ترجيح داشته باشد بر بعضى عملها، باعتبار اين كه آن نيت نافع باشد و آن عمل را نفعى نباشد، و استعمال افعل تفضيل بر اين نحو نيز بسيارست مثل قوله تعالى كه فرموده: قول معروف و مغفرة خير من صدقة يتبعها اذى، سخن نيكوئى يعنى رد سائل بسخن نيكو و زبان خوش و مغفرتى يعنى در گذشتن از ابرام و الحاح سائل و درشتى نكردن در برابر آن يا رسيدن بمغفرت حق تعالى بسبب آن زبان خوش، يا مغفرت و در گذشتن سائل از تقصير او بسبب آن زبان خوش بهترست از صدقه دادنى كه در پى آن باشد اذيت رسانيدنى، پس فرمودهاند كه رد سائل بنيكوئى بهترست از صدقه دادنى كه با اذيت رسانيدنى باشد بدرشتى كردن با او يا غير آن، با آنكه صدقه دادن با اذيت حرام است و خيريتى ندارد.
٥٢٩٨ رب صلف اورث تلفا.
بسا صلفى كه ميراث گذارد تلفى را، يعنى سبب آن شود و از عقب خود آورد آنرا، و ظاهر اينست كه مراد به «صلف» در اينجا بخل كردن و كمى احسان است يا وعده كردن بآن و وفا ننمودن يعنى بسيارست كه اين معنى سبب تلف مال مىگردد.
٥٢٩٩ رب سلف عاد خلفا.
بسا سلفى يعنى پيش فرستاده شده كه بر گردد خلفى، يعنى از عقب گذاشته شده