شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٨ - ٥١٩٩ ذللوا انفسكم بترك العادات، و قودوها الى فعل الطاعات، و حملوها اعباء المغارم، و حلوها بفعل المكارم، و صونوها عن دنس المآثم
و هر چند عظيم باشد آن منزلت مانند كوه كه بحركت نمىآورد آنرا بادها، و دنى پست مرتبه مدهوش ميكند او را[١] پستترين نزلتى مانند گياه كه بحركت مىآورد آنرا گذشتن نسيم.
٥١٩٨ ذوو العيوب يحبون اشاعة معايب الناس ليتسع لهم العذر فى معايبهم.
صاحبان عيبها دوست مىدارند شايع كردن عيبهاى مردم را تا اين كه وسيع شود از براى ايشان عذر در عيبهاى خودشان.
٥١٩٩ ذللوا انفسكم بترك العادات، و قودوها الى فعل الطاعات، و حملوها اعباء المغارم[٢]، و حلوها بفعل المكارم، و صونوها عن دنس المآثم.
رام كنيد نفسهاى خود را بترك كردن عادتها، و بكشيد آنها را بسوى كردن طاعتها، و بار كنيد آنها را سنگينيهاى دينها، يا بارهاى دينها، و زيور كنيد آنها را بكردن كارهاى نيكو، و نگاهداريد آنها را از چركينى گناهان. يعنى نفسهاى خود را رام و فرمانبردار خود كنيد باين كه ترك كنيد آنچه را آنها عادت بآن دارند از هواها و هوسهاى بيحاصل و كسالت و كاهلى و مانند آنها. و «بار كنيد آنها را سنگينيهاى دينها، يا بارهاى دينها» يعنى ديون و قرضها كه بر مردم لازم باشد و قادر بر اداى آن نباشند آنها را بر خود گيريد و امر
[١] - شارح( ره) بخط خود در حاشيه نوشته:« مدهوش شدن كسى اينست كه عقل او برود و حيران شود، و ممكن است كه: معنى« لا تبطره» اين باشد كه:« بطغيان نمىآورد او را» و معنى« تبطره» اين كه،« بطغيان مىآورد او را»، منه، نگارنده گويد: معنى دوم مناسبتر و نزديكتر بمعنى لفظ است.
[٢] - معنى« مغرم» است، و غرم و مغرم و غرامت در اصل بمعنى تاوان است.