شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢٤ - ٦٥٦٩ فقدان الرؤساء اهون من رياسة السفل
و مراد بآن در اينجا استنباط حال عاقبت و مال چيزيست از خوبى و بدى، و مراد به «پند گرفتن بعبرتها» اينست كه بر وفق آن عبرتها عمل شود، و «عبرت بگيريد بتغيرها»، يعنى از تغيرها كه در دنيا واقع مىشود عبرت بگيريد بىاعتبارى آن را، و اين را كه حريص بر آن نبايد بود، و ساير آنچه از آنها استنباط توان كرد، و «سودمند گرديد بترسانيدن»، يعنى بترسانيدنها كه در آن پندها و عبرتها باشد مثل اين كه هر گاه از عاقبت حال ستمكاران و استيصال ايشان در اندك وقتى عبرت گرفتيد ببدى ظلم و ستم، و آن پند و عبرت ترسانيد شما را از آن و تخويف نمود، پس سودمند گرديد بآن باين كه حذر كنيد از آن و مرتكب آن نگرديد.
٦٥٦٦ فكرك فى الطاعة يدعوك الى العمل بها.
فكر تو در طاعت مىخواند ترا بسوى عمل بآن.
٦٥٦٧ فكرك فى المعصية يحدوك على الوقوع فيها.
فكر تو در معصيت ميراند ترا بر افتادن در آن، مراد ازين دو فقره مباركه اينست كه انديشه هر چيز و فكر در آن بسيارست كه سبب ميل بآن مىشود پس بايد كه همواره انديشه طاعت كرد و فكر در آن تا باعث عمل بآن شود و اجتناب نمود از انديشه معصيت و فكر در آن كه مبادا سبب وقوع در آن گردد.
٦٥٦٨ فكر ثم تكلم تسلم من الزلل.
فكر كن پس از آن سخنگوى تا ايمن گردى از لغزش.
٦٥٦٩ فقدان الرؤساء اهون من رياسة السفل.
نبودن رئيسان سهلترست از رياست مردم دنى پست مرتبه، مراد اينست كه نبودن رئيسان و سر كردگان از براى مردم با آنكه باعث هرج و مرج مىشود و مفاسد عظيم بر آن مترتب مىگردد باز آن سهلترست و مفسده آن كمترست از رياست مردم