شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٠ - ٧٢٠٢ كلما ازداد عقل الرجل قوى ايمانه بالقدر و استخف بالغير
٧٢٠١ كلما لا ينفع [شيء][١] يضر، و الدنيا مع حلاوتها تمر[٢]، و الفقر مع الغنى بالله لا يضر.
هر آن گاه چيزى سود ندهد ضرر كند، و دنيا با شيرينى آن تلخ مىشود، و درويشى با توانگرى بخدا ضرر نمىكند، يعنى هر كارى كه كسى كند بايد كه سودى در آن باشد كه اگر سودى در آن نباشد آن در واقع ضرر كند هر چند بحسب ظاهر زيان و خسرانى هم در آن نباشد، زيرا كه تضييع اوقات بآن بس است از براى ضرر و زيان آن، و «تلخ شدن دنيا با وجود شيرينى آن» باعتبار اينست كه هيچ شيرينى آن نيست كه آميخته بتلخيى نباشد يا تلخيى را از عقب نداشته باز در همان دنيا قطع نظر از آخرت آن، و مراد به «توانگرى بخدا» اينست كه كسى در همه أمور خود توكل بر خدا كرده باشد و همه را باو واگذاشته باشد و از آن راه بىنياز شده باشد از خلق كه آن حقيقت توانگريست و ضرر نكردن درويشى كه با چنين توانگرى باشد ظاهرست.
٧٢٠٢ كلما ازداد عقل الرجل قوى ايمانه بالقدر و استخف بالغير.
هر آن گاه زياد شود عقل مرد قوى مىگردد ايمان او بقدر و سبك مىشمارد حوادث ضرر رساننده را.
[١] - كلمه« شيء» در كلام آن حضرت ٧ نيست ليكن چون شارح( ره)« ما» را در« كلما» زمانى و ظرف گرفتهاند پس بنا بر ترجمه شارح( ره) از تقدير كلمه« شيء» يا نظير آن چاره نيست و بنظر نگارنده« ما» در« كلما» زمانيه نيست تا حاجت باين تقدير افتد بلكه« كل» مبتداست و ما بمعنى« شيء» است و« لا ينفع» صفت آن و« يضر» خبرست و يا« ما» موصول است و« لا ينفع» صله آن و موصول با صله مبتداست و« يضر» خبر آن، بارى بايد يكى از اين قبيل توجيهات را بعمل آورد تا حاجت بتقدير نباشد و گويا نظر شريف شارح( ره) متوجه اين نكته بوده كه تمام فقرات مذكوره در تحت عنوان« كلما» همه مصدر بلفظ آن« كلما» هستند كه زمانى باشد يعنى معنى« هر گاه» از او قصد شده باشد در صورتى كه مؤلف اين كلمات شريفه يعنى آمدى- رضوان الله عليه- چنين تعهدى را نكرده است بلكه أعم است چنانكه با اندكى تدبر ظاهر مىشود.
[٢] - در أقرب الموارد گفته:« مر الشيء( كنصر و علم) صار مرا ضد حلا».