شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٥ - ٥٢١٩ رحم الله امرأ قمع نوازع نفسه الى الهوى فصانها، و قادها الى طاعة الله بعنانها
گرداند عمل را. مراد به «پيشى گرفتن بر اجل» چند فقره قبل از اين مذكور شد، و مراد به «دروغگو دانستن اميد يعنى اميدهاى دنيوى» اينست كه فريب آن نخورد و داند كه اكثر آن بعمل نمىآيد، و اگر بيايد پوچ و بيحاصل است. و مراد به «خالص گردانيدن عمل» خالص گردانيدن آنست از براى حق تعالى و آميخته نساختن آن بريا و مانند آن.
٥٢١٧ رحم الله امرأ احيى حقا، و امات باطلا، و (ا) دحض الجور، و اقام العدل.
بيامرزد خدا مردى را كه زنده گرداند حقى را، و بميراند باطلى را، و زايل كند ستمى را، و برپاى دارد عدلى را. و در نسخهها كه بنظر رسيد «دحض» بىهمزه واقع شده و ظاهر چنانكه از كتب لغت معلوم مىشود اينست كه سهوى از نساخ شده و صواب «ادحض» با همزه باب افعال است موافق ساير افعال مذكوره مگر اين كه بتشديد از باب تفعيل خوانده شود[١].
٥٢١٨ رحم الله امرأ الجم نفسه عن معاصى الله بلجامها، و قادها الى طاعة الله بزمامها.
بيامرزد خدا مردى را كه لجام كند نفس خود را از معصيتهاى خدا بلجام آن، و بكشد آنرا بسوى طاعت خدا بمهار آن. «بلجام آن» يعنى لجامى كه باب آن باشد و نگاهدارد آنرا از معاصى، و «مهار آن» يعنى مهارى كه باب آن باشد و بآن توان كشيد آنرا بسوى طاعت خدا.
٥٢١٩ رحم الله امرأ قمع نوازع نفسه الى الهوى فصانها، و قادها الى طاعة الله بعنانها.
[١] - گويا« تدحيض» در زبان عرب بكار نرفته است اهل تحقيق خودشان از كتب لغت تفحص فرمايند.