شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩٠ - ٧٠٩٩ كثرة ضحك الرجل تفسد وقاره
٧٠٩٤ كثرة السؤال تورث الملال.
بسيارى سؤال سبب ملالت گردد، مراد به «سؤال» طلب چيزيست از كسى، يا پرسيدن مسائل از عالم، يا شامل هر دو، و مراد نصيحت است باين كه سؤال پر نبايد كرد كه باعث ملالت شود.
٧٠٩٥ كثرة الطمع عنوان قلة الورع.
بسيارى طمع عنوان كمى ورع است، «عنوان» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى دليل و علامت است يا سر سخن، و «ورع» بمعنى پرهيزگاريست يا ترس از خدا.
٧٠٩٦ كثرة التقى عنوان وفور الورع.
بسيارى تقوى عنوان بسيارى ورع است، پوشيده نماند كه «تقوى» و «ورع» هر دو بمعنى پرهيزگارى و ترس از خدا مستعمل مىشود و ظاهر اينست كه مراد به «ورع» در اينجا ترس از خدا باشد و به «تقوى» پرهيزگارى، يعنى اطاعت و فرمانبردارى حق تعالى در أوامر و نواهى.
٧٠٩٧ كثرة حياء الرجل دليل ايمانه.
بسيارى شرم مرد دليل ايمان اوست.
٧٠٩٨ كثرة الحاح الرجل توجب حرمانه.
بسيارى الحاح مرد واجب مىسازد محرومى او را، يعنى سبب محرومى او مىشود، و مراد به «إلحاح» ابرام و مبالغه در طلب و سؤال است، و «سبب شدن آن از براى محرومى» باعتبار اينست كه مردم را خوش نيايد آن بلكه آن را نشان عدم استحقاق دانند.
٧٠٩٩ كثرة ضحك الرجل تفسد وقاره.