شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢٥٠ - ٥٩٩٣ طالب الخير من اللئام محروم
پس كسى كه فرمانبردارى حرص كند بايد كه اين يقين او اگر بوده باقى نباشد، و بنا بر اين مراد به «فاسد كردن» اينست كه نشان و دليل فساد آنست، و ممكن است كه بالخاصيه سبب فساد آن گردد.
٥٩٨٧ طاعة الامل تفسد العمل.
فرمانبردارى اميد فاسد ميكند عمل را، زيرا كه مشغول مىسازد بسعى از براى اميدها، و مانع مىشود از عمل از براى آخرت.
٥٩٨٨ طاعة الجهول تدل على الجهل.
فرمانبردارى بسيار نادان دلالت ميكند بر نادانى.
٥٩٨٩ طلاق الدنيا مهر الجنة.
طلاق دنيا كابين بهشت است، و اين عبارتى است در غايت لطف، و محتاج بشرح نيست.
٥٩٩٠ طلب الدنيا رأس الفتنة.
طلب دنيا سر فتنه است، يعنى مبدأ همه فتنههاست، يا عمدهترين آنهاست.
٥٩٩١ طلب الجنة بلا عمل حمق.
طلب كردن بهشت بى عملى حماقت است، مراد اينست كه عاقل آنست كه تقصير در عمل نكند و با وجود آن اميد بهشت از راه تفضل داشته باشد و كسى كه بى عمل طلب آن كند و اميد آن داشته باشد احمق و كم عقل است.
٥٩٩٢ طلب الثناء بغير استحقاق خرق.
طلب ستايش بى استحقاقى كودنى[١] است.
٥٩٩٣ طالب الخير من اللئام محروم.
[١] - در برهان قاطع در حرف كاف تازى گفته:« كودن بفتح اول بر وزن روزن مردم كينه و دون و كم عقل و نادان و كند فهم و كج طبع و بىادراك را گويند».