شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥١٧ - ٦٨١٦ قيدوا قوادم النعم بالشكر، فما كل شارد بمردود
٦٨١٢ قليل الدنيا لا يدوم بقاؤه، و كثيرها لا يؤمن بلاؤه.
اندك دنيا پاينده نمىماند بقاى آن، و بسيار آن ايمنى نيست از بلاى آن، غرض مذمت دنياست و سعى از براى آن باين كه اندك آن بقائى ندارد و بزودى زايل شود، و بسيار آن كه قدرى بقائى تواند داشت ايمنى نيست از بلاى آن، و منشأ بلاهاى گوناگون مىشود در دنيا و آخرت.
٦٨١٣ قل من غرى[١] باللذات الا كان بها هلاكه.
كم است كسى كه حريص باشد بلذتها مگر اين كه بوده باشد به آنها هلاكت او يعنى در دنيا يا آخرت يا هر دو.
٦٨١٤ قل من اكثر من فضول الطعام الا لزمته الاسقام.
كم است كسى كه بسيار كند از زيادتيهاى خوردنى مگر اين كه لازم او شود بيماريها و از او جدا نشود.
٦٨١٥ قبول عذر المجرم من مواجب الكرم و محاسن الشيم.
پذيرفتن عذر گنهكار از لوازم كرم است، و از خصلتهاى نيكوست «مواجب» جمع «موجب» است يعنى محل وجوب يا وجوب و مراد اينست كه از چيزى چندست كه كرم آنها را واجب و لازم كرده يعنى البته سبب آنها مىشود، و مراد به «كرم» شرافت و بلندى مرتبه است.
٦٨١٦ قيدوا قوادم النعم بالشكر، فما كل شارد بمردود.
در بند كشيد آمدههاى نعمتها را بشكر، پس نيست هر گريخته بازگشته
[١] - در أقرب الموارد گفته:« غرى بالشىء( كعلم) يغرى، و غرى به مجهولا غرا و غراء اولع به من حيث لا يحمله حامل» و در منتهى الارب گفته:« غرى به( كسمع) غرى و غراء بالفتح آزمند گرديد».