شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦١ - ٥٢٩٦ رب اجل تحت امل
بسا آرزوئى كه بوده باشد زير مرگى، يعنى موقوف باشد حصول آن بر مرگ كسى. و غرض ازين بيان واقع است بعبارت لطيفى، يا اشاره بمذمت دنيا و خست آن و اين كه بسيار باشد كه حصول آرزوى كسى در آن موقوف باشد بر مرگ ديگرى، يا اشاره ببعضى اسرار تقدير مرگ و اين كه اگر آن نمىبود بسيارى مردم بآروزهاى خود نمىرسيدند. و ممكن است كه مراد اين باشد كه بسا آرزوئى كه حاصل نشود تا وقت مرگ، و آدمى در تعب انتظار حصول آن باشد تا وقتى كه بمرگ فارغ شود از آن، و غرض منع از بسيار داشتن آرزوها باشد. و ممكن است كه «تحت» بتاى دو نقطه بالا در اول نباشد بلكه «بحت» بباى يك نقطه زير باشد و معنى اين باشد كه:
بسا آرزوئى كه بوده باشد محض مرگ يعنى سبب مرگ گردد و ثمره بغير از آن نداشته باشد، يا اين كه سبب هلاكت أخروى گردد و نتيجه بغير از آن نداشته باشد.
و ممكن است كه «تحث» فعل مضارع خوانده شود از «حث» بثاى سه نقطه بمعنى برانگيختن و ترجمه اين باشد كه: بسا آرزوئى كه برانگيزد مرگى را، يعنى طلب آن يا حصول آن سبب مرگ گردد، و الله تعالى يعلم.
٥٢٩٥ رب عمل أفسدته النية.
بسا عملى كه فاسد كرده باشد آنرا نيت، مثل كارهاى خير كه نيت در آن خالص نباشد از براى حق تعالى، پس كسى كه خواهد كه عمل او فاسد نشود بايد نيت را خالص گرداند.
٥٢٩٦ رب اجل تحت امل.
بسا اجلى كه بوده باشد زير اميدى، يعنى بايد كه بعد از حصول اميدى در رسد، و غرض اينست كه بحصول اميدى پر مسرور و فرحناك نبايد شد گاه باشد كه اميدى باشد كه مرگ از عقب داشته باشد.