شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٢١٩ - ٥٨٨٥ صور عارية عن المواد، عالية عن القوة و الاستعداد
پيكرى چندند بى مادهها يعنى مجرد از ماده و لوازم آن مثل مقدار و شكل و بالاتر از اين كه كمالى از براى آنها بالقوة باشد و استعداد آن داشته باشند چنانكه درين عالم باشد بلكه همه كمالات ايشان بالفعل باشد و ايشان را بالقوة باقى نباشد چه قوت از توابع ماده است چنانكه حكما گفتهاند پس هر گاه مجرد باشند از ماده پس بالقوة نباشد از براى آنها.
تجلى لها فاشرقت
منكشف شده است حق تعالى از براى آنها پس درخشيدند آنها، ظاهر اينست كه مراد اين باشد كه درخشيدن آنها يعنى وجود آنها بمجرد پرتويست از ذات حق تعالى كه بر آنها تابيده بىماده كه مستعد آن شده باشد بخلاف عالم اجسام كه وجود هر صورتى در آن منوط باستعداد ماده آن باشد.
و طالعها فتلالات.
و مطلع شد حق تعالى بر آنها پس درخشان شدند، ظاهر اينست كه اين هم بمنزله تأكيد سابق است و مراد اينست كه «درخشان شدن آنها يعنى وجود آنها بمجرد علم حق تعالى بود به آنها و ماده و استعداد آنرا در آن دخلى نبود و ظاهر اينست كه اراده حق تعالى عين علم او باشد چنانكه مذهب جمعى از محققين است زيرا كه وجود آنها بايد كه بمجرد اراده حق تعالى باشد پس اگر اراده او عين علم باشد توان گفت كه وجود آنها بمجرد علم حق تعالى به آنها بود و الله تعالى يعلم.
و القى فى هويتها مثاله، فاظهر عنها افعاله.
و انداخته است در تشخص آنها شباهت خود پس ظاهر كرده از آنها أفعال خود را يعنى آنها را متخلق ساخته بشبيه اخلاق خود پس ظاهر ساخته از آنها أفعال نيكو مانند أفعال خود، و بنا بر طريقه حكما كه عقول مجرده واسطه باشند در خلق ساير موجودات ممكن است كه مراد از اين كلام آن باشد و مراد به «انداختن شباهت خود در آنها» خلق كردن آنها باشد مجرد از ماده مانند ذات اقدس خود و مراد به