فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٧ - قضاوت
اگر پاسخ ندهى تو را ناكل به شمار آورده و قسم را به مدّعى برمىگردانم. اگر باز هم بر سكوت اصرار ورزيد، قسم را به مدّعى برمىگرداند و او را بر ادعايش سوگند مىدهد؟ مسئله محل اختلاف است. البته به تصريح برخى، ديدگاه دوم (وادار كردن به پاسخگويى) قائل شناخته شدهاى ندارد. [١]
اگر سكوت مدّعىٰ عليه به جهت آسيبى چون لالى يا ناشنوايى باشد، با اشارهاى كه مقصود را بفهماند، پاسخ مىدهد و اگر اشارهاش نامفهوم و نيازمند مترجم بود، دو مترجم عادل گزينش مىشود. [٢]
نفى علم: اگر مدّعىٰ عليه در برابر ادعاى مدّعى بگويد نمىدانم، به تصريح برخى، منكر به شمار رفته و محكوم به احكام آن است و قسم متوجه او مىگردد و با نبود بيّنه براى مدّعى، بر نفى علم قسم مىخورد و يا قسم را به مدّعى برمىگرداند؛ [٣] ليكن برخى، عدم كفايت سوگند ياد كردن بر نفى علم را به ظاهر كلمات فقها نسبت داده و گفتهاند:
قسم بايد جزمى باشد؛ از اين رو، در صورت عدم علم، بايد قسم را به مدّعى برگرداند. [٤]
بعضى گفتهاند: مقصود از ظاهر كلمات فقها صورتى است كه منكر از روى جزم و يقين انكار كند، كه در اين صورت بايد به صورت جزمى قسم بخورد و كلمات آنان، صورتى را كه نفى علم از خود كند، دربر نمىگيرد. [٥] آيا در اين صورت، پس از قسم خوردن منكر بر نفى علم، پرونده به كلى مختومه مىشود و اقامۀ بيّنه پس از آن پذيرفته نخواهد شد، يا اين گونه نيست؟ برخى ديدگاه دوم را ترجيح دادهاند. [٦]
البته اكثر فقها قسم چهارم (ادعاى نفى علم) را ذكر نكرده و عكس العمل مدّعىٰ عليه در برابر دعواى مدّعى را در همان سه قسم نخست منحصر كردهاند. به همين دليل، برخى اين قسم را در قسم انكار گنجانده و احكام آن را جارى ساختهاند. [٧]
چگونگى و آداب قسم دادن: قسم دادن به غير خدا صحيح نيست. قسم تنها با نام خدا تحقق مىيابد، هرچند سوگند خورنده كافر باشد؛ [٨] ليكن به قول جمعى،