فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤١٠ - قاعد١٧٢٨ المُتَنَجِّسُ لايُطَهِّر
قليل به مجرد ملاقات با نجس شدهاند؛ [١]ليكن جمعى از قائلان به انفعال آب قليل به ملاقات با نجاست گفتهاند: آنچه شرط تطهير است، طهارت و پاكى مطهِّر از نجاست خارجى است، نه نجاست حاصل از تطهير شىء نجس. بنابر اين، آب قليل بايد قبل از تطهير پاك باشد. و انفعال آن به سبب ملاقات با محل نجس هنگام تطهير، ضررى به حصول طهارت نمىزند. از اين رو، مفاد قاعده اين خواهد بود: با چيزى كه به نجاست خارجى - غير از جهت تطهير - نجس شده است، تطهير شىء نجس ديگر امكانپذير نيست. [٢]
برخى ديگر، انفعال آب قليل را به صورت ورود نجاست بر آب قليل اختصاص داده و در صورت ورود آب قليل بر نجاست، قائل به عدم انفعال آب شدهاند. [٣]
٢. سنگ استنجا كه پاك كنندۀ محل خروج مدفوع است؛ در حالى كه با ملاقات مدفوع نجس مىشود (←استجمار).
٣. خاك به كار رفته در تطهير ظرفى كه سگ آن را ليسيده (←خاك مالى).
٤. تطهير ته كفش نجس با راه رفتن روى زمين [٤]← زمين).
مستند قاعده: عنوان قاعده در دليلى عقلى يا نقلى نيامده است؛ بلكه از رواياتى گرفته شده كه مفاد آنها عدم جواز استفاده از مايعات نجس است و نيز اجماعات ادعا شده در آن موارد. [٥]
بعضى در ادلۀ قاعده خدشه كرده و آن را فاقد دليل دانستهاند؛ زيرا دليلى؛ خواه نصّ يا اجماع بر مفاد قاعده وجود ندارد؛ چنان كه استقرا در موارد جزئى نيز براى اثبات مضمون كلى قاعده ثمربخش نيست؛ زيرا بعضى مطهِّرات به طهارت و نجاست متصف نمىشوند، مانند خورشيد و كم شدن دو سوم از آب انگور. بعضى مطهِّرات نيز نجس شدن آنها در حال تطهير معلوم است، مانند زمين، خاك و سنگ استنجا؛ چنان كه بعضى ديگر نجس نشدنشان روشن است، مانند آب كثير، جارى و آب استنجا (←استنجاء) و ديگر مطهِّرات محل نزاع است. بنابر اين، تتبع و استقرا در اين موارد بدون وجود دليل خاص تعبدى، فايدهاى ندارد. [٦]