فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦١ - قرينه
قرينه عرفى، قرينهاى است كه از عرف مردم به دست مىآيد، مانند خاص يا مقيّد كه قرينه عرفى بر مقصود متكلم از عام و مطلق است و اينكه متكلم از عام و مطلق، خاص و مقيّد را اراده كرده است (←عام و خاص) (←مطلق و مقيّد).
قرينه ارتكازى به مفاهيمى اطلاق مىشود كه در ذهن انسانها رسوخ كرده و به حدى از وضوح رسيده كه براى فهماندن آنها به مخاطب نيازى به بازگو كردن نيست؛ بدين جهت، اين مفاهيم قرينهاى براى فهم مقصود متكلم مىشود، [١] مانند همسان بودن عوض و معوّض در ماليت يا تسليم و تسلّم عوضين در همان شهرى كه معامله صورت گرفته و يا وجه رايج بودن پولى كه در ازاى مبيع داده مىشود. همۀ اينها از ارتكازات عقلايى است كه در عقد (معامله) معتبر است، حتى اگر هنگام معامله دو طرف از آن غافل باشند؛ زيرا ارتكاز عقلايى قرينه قطعى بر مشروط بودن عقد به آن شرايط است. بنابر اين، در صورت تخلف، حق فسخ براى طرف مقابل ثابت است. [٢]
قرينه حالى، قرينهاى است كه منشأ آن اوضاع و احوال حاكم بر گوينده يا شنونده است (←قرينه حالى).
٢. قرينه به اعتبار از جنس الفاظ بودن و نبودن، به لفظى و غير لفظى تقسيم مىشود. قرينه لفظى كه به آن قرينه مقالى نيز گفته مىشود، قرينهاى است كه از جنس لفظ باشد، مانند كلمۀ «يَرمى» در جملۀ «رأيتُ اسَداً يَرمى» كه دلالت مىكند «اسد» در «رجل شجاع» استعمال شده است (←قرينه لفظى). قرينه غير لفظى، مانند قرينههاى عقلى، ارتكازى، عرفى و حالى كه گذشت. [٣]
٣. قرينه به اعتبار صرف كلام از معناى حقيقى به معناى مجازى و يا تعيين يكى از چند معنا، به قرينه صارفه و معيِّنه تقسيم شده است. اگر ذوالقرينه از الفاظى باشد كه علاوه بر معناى حقيقى، معناى مجازى نيز داشته باشد و قرينه معناى آن را از معناى حقيقى به مجازى برگرداند، به آن قرينۀ صارفه گويند [٤] و اگر ذوالقرينه از الفاظ مشترك؛ يعنى كلمهاى باشد كه معانى مختلف دارد، مانند عين كه به