فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٨ - قرآن
روايت وارد شده در مقام تخصيص و تقييد در صورت قطعى و يقينى بودن صدور آن، مانند خبر متواتر (←تواتر) يا خبر واحدى كه قراين قطعى بر صدور آن از معصوم عليه السّلام وجود دارد، بدون شك، تخصيص دهندۀ عمومات و تقييد كنندۀ مطلقات قرآن كريم خواهد بود؛ اما اگر خاص، خبر واحد ظنّى واجد شرايط حجّيت باشد، تخصيص عمومات قرآن به آن محل خلاف است. بر تخصيص ادعاى اجماع شده است. [١]
نسخ قرآن: مقصود از نسخ قرآن كريم، برداشته شدن حكم يك آيه با دليل قطعى و معتبر شرعى؛ اعم از قرآن و سنّت متواتر است. با وجود چنين دليلى، نسخ جايز است؛ [٢] اما نسخ قرآن به خبر واحد؛ به جهت ظنى بودن آن جايز نيست. [٣] در صورت شك در نسخ آيهاى، اصل عدم نسخ آن است. [٤]
ب. بعد فقهى
مسّ قرآن: به قول مشهور، تماس بدن با نوشتۀ قرآن بدون طهارت (وضو، غسل يا تيمم) حرام است. [٥] ترجمۀ قرآن مشمول اين حكم نيست. [٦] چنان كه مس غير خطوط قرآن، مانند جلد و ورق آن، حتى ميان سطرها، بدون اشكال، اما مكروه است. [٧] همچنين حمل قرآن و به گردن آويختن آن براى فاقد طهارت و نيز جنب و حائض كراهت دارد. [٨]
دست زدن غير مكلّف، همچون كودك به قرآن بدون اشكال است؛ ليكن در اينكه بر ولىّ كودك، بازداشتن او از اين كار واجب است يا نه، اختلاف است. [٩]
تلاوت قرآن: خواندن قرآن مستحب مؤكد است. علاوه بر اينكه در خود قرآن كريم امر به تلاوت آن شده است: «فَاقْرَؤُا مٰا تَيَسَّرَ مِنَ اَلْقُرْآنِ»،[١٠] روايات فراوانى نيز در تأكيد بر تلاوت قرآن، بيان ثواب و پاداش زياد براى قرائت آن و فضيلت حمل كننده، قارى و حافظ قرآن وارد شده است. [١١]
تلاوت قرآن در بعضى موارد يا مكانها و يا زمانها استحباب ويژه دارد، مانند خواندن آن نزد محتضر (←احتضار) بويژه سورههاى صافات، يس و احزاب؛ [١٢] زياد خواندن آن در ماه رمضان كه به ماه