فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٧ - قِصاص
از مشاغل مكروه، قصابى (سلاخى) است كه موجب قساوت قلب مىشود. [١]
كسى كه قربانى واجب خود، همچون قربانى واجب شده به سبب كفاره يا نذر را براى ذبح به ديگرى مىدهد، جايز نيست گوشت يا پوست قربانى را به عنوان اجرت به ذبح كننده بدهد؛ هرچند دادن آن به عنوان صدقه - در صورت مستحق بودن ذابح - جايز است. [٢]
در قربانى مستحب، همچون قربانى به مناسبت عيد قربان، دادن گوشت يا پوست قربانى به ذبح كننده به عنوان دستمزد مكروه است [٣]← ذبح).
قِصار
← سور مفصّل
قِصار مُفَصَّل
← سور مُفصَّل
قصاص
قِصاص: عمل مقابله به مثل در جنايات عمدى.
قصاص در لغت از «قَصّ اثَرَهُ» به معناى درپى او رفت و در اصطلاح همان است كه در شناسه آمده است و از آنجا كه قصاص كننده، جنايت انجام گرفته توسط جانى را پى مىگيرد و همانند آن را با وى انجام مىدهد، به عمل او قصاص گفته شده است. [٤] از احكام قصاص در بابى مستقل تحت همين عنوان به تفصيل سخن گفتهاند.
اقسام: قصاص در يك نگاه كلى به قصاص نفس (←قصاص نفس) و قصاص طَرَف (←قصاص طرف) تقسيم مىشود.
در اينجا به احكام كلى قصاص، صرف نظر از احكام هر قسم، پرداخته مىشود.
مشروعيت: مشروعيت قصاص در شريعت مقدس و احكام كلى آن به اجمال، با صراحت در آيات متعدد قرآن كريم بيان شده است؛ چنان كه روايات بسيارى در تبيين احكام آن وارد شده است. [٥]
از جمله آيات «وَ لَكُمْ فِي اَلْقِصٰاصِ حَيٰاةٌ يٰا أُولِي اَلْأَلْبٰابِ؛ براى شما در قصاص، زندگانى است اى خردمندان» [٦] است. در اين آيه شريفه، خداوند قصاص را ضامن
[١]. الروضة البهية ٢١٨/٣
[٢]. جواهر الكلام ١٩ / ٢١١-٢١٥
[٣].٢٣١.