فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٥ - قُمرى
قمر؛ سوره
قمر؛ سوره: پنجاه و چهارمين سورۀ قرآن كريم.
در باب صلات از آن نام بردهاند.
از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «هركس سورۀ قمر را تلاوت كند، خداوند او را از قبر سوار بر شترى از شترهاى بهشت بيرون مىآورد». [١]
سورۀ قمر، از سورههايى است كه به استحباب قرائت آنها تصريح شده است. [٢]
قَمَرى
← ماه قمرى
قمرى
قمرى: پرندهاى معروف.
قمرى پرندهاى است كوچكتر از كبوتر با سر كوچك و گردن كشيده به رنگ دارچين و داراى آواز خوش. «ياكريم» و «موسى كو تقى» نيز ناميده شده است. در عربى به آن «قُمْريه» و به نَرَش «ساقُ حُرٍّ» گويند؛ چنان كه «قُمْره» به رنگ خاكسترى مايل به سبز معنا شده است. [٣]
مستفاد از روايات، كلمات فقها و لغويان آن است كه قمرى غير از فاخته (←فاخته) است. عنوان ياد شده در باب حج و اطعمه و اشربه به كار رفته است.
قمرى ازپرندگان حلال گوشت است.
خارج كردن پرندگان حرم (←حرم) از حرم جايز نيست و در صورت خارج كردن واجب است آنها را باز گردانند و اگر تلف شوند بايد بهاى آنها را صدقه دهند؛ [٤]ليكن در جواز بيرون بردن قمرى از حرم اختلاف است. برخى آن را جايز؛ ليكن مكروه دانستهاند؛ [٥] اما كشتن و خوردن آن در حرم جايز نيست. [٦]
←پرنده)
[١]. لغت نامۀ دهخدا، واژۀ «عقرب»
[٢]. الروضة البهية ٨٩/٥؛ جواهر الكلام ٤١/٢٩
[٣]. الحدائق الناضرة ٤١/١٤؛ العروة الوثقىٰ ٣٢٦/٤
[٤]. مسالك الافهام ٢١/٧؛ الحدائق الناضرة ٤٠/٢٣
[٥]. جواهر الكلام ٤١/٢٩-٤٢؛ دروس فى معرفة الوقت والقبلة/ ١٦١-١٦٣.
[٦]. وسائل الشيعة ٢٥٦/٦
[٧]. كشف الغطاء ٤٧٤/٣.
[٨]. لسان العرب و مجمع البحرين، واژۀ «قمر»؛ لغت نامۀ دهخدا و فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ «قمرى»
[٩]. الحدائق الناضرة ٣١١/١٥؛ جواهر الكلام ٢٠ / ٣١٢
[١٠]. المبسوط ٣٤١/١؛ كتاب السرائر ٥٥٩/١؛ تذكرة الفقهاء ٢٩٣/٧؛ غاية المرام ٤٧٦/١