فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٦٩ - قاعد١٧٢٨ عدم بُطلان دَمِ المسلم
قاعدۀ عدم ارث الكافر...
قاعدۀ عدم ارث الكافر من المسلم: از قواعد فقهى.
قاعدۀ فوق عبارت است از ارث نبردن كافر از مسلمان. به آن در باب ارث استناد كردهاند.
مفاد قاعده: مفاد قاعده اين است كه كافر از مسلمان ارث نمىبرد، مگر آنكه مورّث او (ميّت) كافر باشد و وارثِ مسلمانى نداشته باشد؛ ليكن عكس آن صحيح است؛ يعنى مسلمان از كافر ارث مىبرد و تفاوتى ميان اقسام كافر؛ اعم از ذمّى، حربى و مرتد نيست. [١]
كودك در اسلام و كفر تابع والدين است؛ يعنى اگر هر دو يا يكى از آن دو، مسلمان باشند، فرزند محكوم به اسلام است و چنانچه هر دو كافر باشند، فرزند محكوم به كفر است. [٢]
مستند قاعده: مستند قاعدۀ ياد شده، روايات و اجماع فقها است. [٣]
قاعدۀ عدم بُطلان دم المسلم
قاعدۀ عدم بُطلان دَمِ المسلم: از قواعد فقهى.
قاعدۀ ياد شده كه از آن به قاعدۀ «دم المسلم لايذهب هدراً» نيز تعبير شده است، برگرفته از رواياتى بدين مضمون، و عبارت است از باطل نشدن خون مسلمان كه به ناحق ريخته شده است. [٤]از آن، در بابهاى شهادات، قصاص و ديات سخن گفتهاند.
مفاد قاعده: هرگاه كسى به ناحق خون مسلمانى را بريزد، قصاص مىشود و در صورت عدم امكان قصاص به جهت فرار قاتل يا شناسايى نشدن وى، ديه ثابت خواهدبود؛ زيرا خون مسلمان باطل نمىشود. اين قاعده بيانگر اهميت جان مسلمان است. [٥]
موارد تطبيق: بر قاعدۀ ياد شده آثارى مترتب است، از جمله:
١). سوگند خوردن مدعى با وجود لوث (←لوث) در اتهام قتل. در اموال، وظيفۀ مدعى اقامۀ بيّنه و وظيفه منكر، سوگند خوردن بر ردّ ادعاى مدّعى است؛
[١]. جواهر الكلام ١٥/٣٩-١٦
[٢].١٧
[٣].١٥؛ مهذب الاحكام ٢١/٣٠.