فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٨ - قهر
برخى اين شرط را در بردارندۀ ده امر دانستهاند كه عبارتاند از:
١). كج سليقه نبودن؛ چه اينكه كج سليقگى آفتى براى حسن باطن به شمار مىرود.
٢. اهل بحث و جدل بسيار نبودن؛ بدين معنا كه به گونهاى نباشد كه ميل به بحث و اعتراض در هر زمان كه مطلبى را مىشنود، در او وجود داشته باشد.
٣. اهل عناد و لجاجت نبودن.
٤. به رأى خود در حال قصور و كمى علم، مستبد نبودن.
٥). نداشتن تيز هوشى افراطى، در حدى كه نتواند به هيچ مطلبى جزم و اطمينان پيدا كند.
٦). كم ذهن و كودن نبودن در حدّى كه دقايق و اشكالات را درك نكند.
٧). فرونرفتن در علومى همچون، كلام، رياضيات، نحو و غير آن كه شيوه و روشى غير فقه دارند و اصل قراردادن آنها در مقايسه با فقه.
٨). خو نگرفتن به توجيه و تأويل آيات و احاديث، در حدى كه مانع اطمينان به ظاهر آنها شود.
٩). بسيار جرأت بر فتوا نداشتن.
١٠). بسيار اهل احتياط نبودن. [١]
برخى، شرط قوۀ قدسى را نپذيرفته و گفتهاند: ملكۀ استنباط احكام و قدرت بر ردّ فروع به اصول، بعد از فراگيرى مبادى، همچون نحو و صرف با ممارست و تمرين در مباحث اصول فقه و قواعد فقهى، حاصل مىشود؛ خواه دارندۀ اين ملكه، از قوۀ قدسى برخوردار باشد يا نباشد. [٢]
قوى؛ خبر
← حديث قوى
قهر
قهر: مقابل آشتى/ چيرگى (←غلبه).
قهر به معناى نخست عبارت است از تيرگى رابطه بين دو يا چند نفر؛ به طورى كه با هم حرف نزنند.
[١]. الدرر النجفية ٢٦٣/١؛ الفوائد الحائرية/ ٣٣٧
[٢]. الدرر النجفية/ ٢٦٣؛ الرسائل الاحمدية ٢٣٨/٣؛ سفينة النجاة (كاشف الغطاء) ١٢/١
[٣]. الفوائد الحائرية/ ٣٣٧؛ سفينة النجاة (كاشف الغطاء) ١٢/١
[٤]. الفوائد الحائرية/ ٣٣٧-٣٤١
[٥]. منتهى الدراية ٣٧٧/٨؛ الدر النضيد ٩٧/١-٩٨).