فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥٨ - قَرْنُ الثَعالِب٨٥٩٢ قرن المنازل
قرق شده، از سوى ديگران جايز نيست، مگر با اذن آن بزرگواران [١] و اگر كسى بدون اجازه اين كار را بكند و آن مكان را احيا نمايد (←احياء موات)، مالك آن نمىشود. [٢]
قرمز
← سرخ
قرن
قرن: بلندى و تيزى سر/ شاخ (←شاخ) /قَرَن (←قَرَن).
قرن در لغت به معناى شاخ آمده است؛ چنان كه به محل شاخ نسبت به سر انسان نيز قرن گفته مىشود. [٣] از آن به معناى نخست در باب حج نام بردهاند.
بر حاجى مستحب است هنگام تراشيدن سر از قرن سمت راست شروع و به دو استخوان پشت سر ختم كند. [٤]
قرن
قرن: از عيبهاى زن.
قرَن عبارت است از عارضهاى دندان گونه در شرمگاه زن كه مانع آميزش مىشود. برخى آن را به زايدۀ گوشتى در شرمگاه زن كه مانع آميزش است، تعريف كردهاند. بر قرن به معناى دوم «عَفَل» نيز اطلاق شده است. [٥] برخى نيز قرن، عفل و رَتَق (←رتق) را مرادف و هم معنا دانستهاند. [٦]
احكام آن در عنوان عفل بيان شده است (←عفل).
قَرناء
← قَرَن
قَرنان
← دياثت
قَرْنُ الثَعالِب
← قرن المنازل
[١]. فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ «قرق»
[٢]. الخلاف ٥٢٨/٣؛ المبسوط ٢٧٠/٣؛ النهاية/ ٤١٨؛ ارشاد الاذهان ٣٤٩/١؛ مسالك الافهام ٤٢٠/١٢-٤٢١
[٣]. الخلاف ٥٢٩/٣؛ جواهر الكلام ٦٤/٣٨
[٤]. مسالك الافهام ٤٢١/١٢؛ جواهر الكلام ٦٤/٣٨).
[٥]. لسان العرب، واژۀ «قرن»
[٦]. تذكرة الفقهاء ٨ / ٣٣٦؛ الوسيلة/ ١٨٦.
[٧]. جامع المقاصد ٢٣٧/١٣-٢٣٨؛ الروضة البهية ٥ / ٣٩٠-٣٩١
[٨]. تحرير الاحكام ٥٣٤/٣).