فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٨٩ - قبول
تحصيل علم و يا ظن قوىتر از آن، نيز جايز خواهد بود. [١]
قبول
قبول: پذيرفتن/ يكى از دو انشاء در عقد، مقابل ايجاب (←عقد).
از قبول به معناى نخست در بابهاى مختلف، نظير طهارت، صلات، جهاد، قضاء و شهادات سخن گفتهاند.
حكم تكليفى: قبول به واجب، حرام، مستحب و مكروه تقسيم مىشود. واجب مانند وجوب قبول هبه (←هبه) در صورت توقف واجبى بر آن، همچون كسى كه براى نماز واجب آب در اختيار ندارد، در صورتى كه فردى پيدا شود آب را به او ببخشد، قبول اين بخشش بر او واجب است، به شرط آنكه ذلّتى در قبول آن نباشد. [٢] مستحب، مانند استحباب قبول هديه [٣]← هديه).
حرام، مانند قبول رشوه [٤]← رشوه) و مكروه مانند قبول هديه كافر و منافق. [٥]
ديگر احكام: قبول يا از جانب خداى تعالى است و يا از جانب بندگان؛ بعضى از بعض ديگر. قبول از جانب خدا عبارت است از پاداش دادن بر عمل در عبادات. در ميان فقها در تفاوت بين صحّت عبادت و قبول آن، بحثى بدين گونه مطرح است كه صحّت عبادت عبارت است از كفايت آن در مقام امتثال و ساقط شدن تكليف (← صحّت)؛ در حالى كه قبول، به معناى پاداش دادن بر آن است. بنابر اين، چه بسا عبادتى صحيح باشد و فاعل آن، تارك آن - به گونهاى كه بر ترك آن مؤاخذه شود - شمرده نشود؛ در عين حال مقبول مولا نباشد و پاداشى بر آن مترتب نگردد. [٦]
عُجب، حسد، تكبّر، غيبت، خود دارى از پرداخت زكات و ساير حقوق واجب، نوشيدن مست كنندهها و خوردن مال حرام از جمله موانع قبولى عبادات شمرده شدهاند. [٧]
قبول از جانب بندگان گونههاى مختلفى دارد، از جمله:
١). قبول در عقود به صورت انشا ابراز مىشود.
[١]. صراط النجاة ٨٨/١؛ توضيح المسائل مراجع ١ / ٤٤١
[٢]. كلمة التقوىٰ ٣١٠/١؛ مجمع المسائل ١٦١/١؛ توضيح المسائل مراجع ٤٣٤/١.