فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٢٠ - قيلوله
قير نوع دوم از معادن است كه پرداخت خمس آن پس از استخراج با شرايطى واجب است [١]← معدن).
قيراط
قيراط: واحد وزن.
قيراط بر حسب آنچه در لغت و كلمات فقها آمده معادل سه دانه جو متوسط و سه هفتم يك دانه و يا يك بيستم دينار (مثقال شرعى) است. [٢]
قيراط با وزن يادشده به تصريح برخى قيراط عراقى است كه در روايات و كلمات فقها مقصود همين است. [٣] بنابر تصريح برخى لغويان، قيراط مكّى يا شامى با قيراط عراقى اندكى تفاوت دارد و معادل يك بيست و چهارم دينار است. [٤]
قيراط در كلمات فقها به عنوان واحد وزن براى تعيين وزن درهم (←درهم) و دينار (←دينار) به كار رفته است.
قيصريه
← سزارين
قيصوم
← بومادران
قيلوله
قيلوله: خواب نيمروز.
قيلوله در لغت به خواب نيمروز (هنگام ظهر) معنا شده است. [٥] برخى لغويان آن را به استراحت نيمروز - هرچند بدون خوابيدن - تعريف كردهاند. [٦] بعضى فقها قيلوله را به خواب نزديك به ظهر تعريف كردهاند. [٧]از بعضى روايات استفاده مىشود كه خواب بين نماز ظهر و عصر نيز قيلولهبهشمار مىرود. [٨] از آن در باب صلات و صوم نام بردهاند.
خواب قيلوله، بويژه براى روزه دار مستحب [٩] و بر حسب آنچه در روايات آمده است، فرد را بر قيام در شب براى عبادت كمك و حافظۀ او را تقويت مىكند. [١٠]
[١]. العروة الوثقىٰ ٢٤٦/١؛ توضيح المسائل مراجع ١ / ٥٥ و ١١٥
[٢]. استفتائات جديد (تبريزى) ٢ / ٢٧
[٣]. جواهر الكلام ٤١١/٨-٤١٢؛ توضيح المسائل مراجع ٥٨٥/١ و ٥٨٨
[٤]. جواهرالكلام ٤٤٣/٨
[٥]. العروة الوثقىٰ ٤ / ٢٣٥.
[٦]. النهاية (ابن اثير)، القاموس المحيط و مجمع البحرين، واژۀ «قرط»؛ جواهر الكلام ١٦٩/١٥ و ٣٦١/٣٩-٣٦٢
[٧]. جواهرالكلام ١٦٩/١٥؛ مصباح الفقيه ٢٨٣/١٣
[٨]. النهاية (ابن اثير) و القاموس المحيط، واژۀ «قرط»؛ الاوزان و المقادير/ ٩٠-٩١).