فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٠٨ - قيافه شناسى
قياس اقترانى
قياس اقترانى: از اقسام قياس منطقى.
عنوان فوق از اصطلاحات علم منطق است كه در اصول فقه و نيز در فقه استدلالى آمده است.
مقصود از قياس اقترانى آن است كه در مقدّمات قياس به نتيجه و يا نقيض آن تصريح نشده باشد؛ بر خلاف قياس استثنايى (←قياس استثنايى)، مانند اينكه گفته شود: شرابخوار فاسق است و هر فاسقى شهادتش پذيرفته نيست، پس شهادت شرابخوار پذيرفته نيست. در اين مثال، پذيرفته نشدن شهادت شراب خوار؛ نه خودش و نه نقيضش در مقدمات به صراحت ذكر نشده است؛ ليكن بالقوه و به اعتبار وجود اجزاى ذاتىاش (شراب خوار و ردّ شهادت) مذكور است. [١]
←قياس)
قياس اولويّت
← قياس
قياس فقهى
← قياس
قياس مُستَنبَطُ العلّه
← قياس
قياس منصوص العلّه
← قياس
قيافه شناسى
قيافه شناسى: دانشى معروف.
قيافه شناسى علمى است كه از ظاهر شخص به باطن وى پى برند و نيز از چگونگى استدلال از هيئتهاى اعضاى دو شخص به مشاركت و يگانگى ميان آن دو در نسب، ولادت و ساير احوال بحث مىكند. [٢] از احكام آن در بابهاى تجارت، لقطه، قضاء و شهادات سخن گفتهاند.
نسب از راههاى معتبر شرعى، همچون اقرار و شهادت دو عادل اثبات مىشود [٣]و الحاق كسى به ديگرى بر پايۀ قيافه شناسى شرعاً پذيرفته نيست و آثار نسب بر آن مترتب نمىگردد؛ بلكه ترتيب اثر دادن به آن حرام است. [٤]
كسب از راه قيافه شناسى و ملحق كردن كسى به ديگرى حرام و باطل است و شهادت قيافه شناس پذيرفته نيست. [٥]
ظاهر كلمات بسيارى، حرمت قيافه شناسى و كسب از اين راه به طور
[١]. رسائل الشهيد الثانى ٧٦٥/٢؛ المنطق/ ٢٣٩؛ معجم مفردات اصول الفقه المقارن/ ٢٣٦.