فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٣٠ - قاعد١٧٢٨ ذَكاةُ الجَنينِ ذَكاةُ اُمّه
قاعدۀ الدين مقضىّ
قاعدۀ الدَّينُ مَقضىّ: از قواعد فقهى.
قاعدۀ ياد شده برگرفته از روايتى از پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله است كه در جريان فتح مكه، ضمن خطبهاى فرمودند:
«العارية مؤدّاة و الزّعيم غارمٌ و الدَّينُ مَقضىّ؛ مال به عاريت گرفته شده بايد بازگردانده شود؛ فردى كه كفيل يا ضامن شده، بدهكار است و دين بايد ادا گردد». [١]
عنوان «الدين مقضىّ» در برخى كتب قواعد فقهى معاصران، مطرح شده است؛ ليكن در كلمات فقها از آن به عنوان قاعده ياد نشده است.
مفاد قاعده روشن است و آن اينكه هر دينى كه بر عهدۀ انسان مىآيد؛ خواه سبب آن قرض باشد يا خريد كالايى به نسيه و يا ديگر اسباب دين، اداى آن بر بدهكار لازم است. [٢]
مدرك قاعده: بر اعتبار اين قاعده به رواياتى، از جمله روايت اشاره شده، حكم عقل و اجماع استدلال شده است. [٣]
قاعدۀ ذَكاةُ الجَنينِ ذَكاةُ اُمّه
قاعدۀ ذَكاةُ الجَنينِ ذَكاةُ اُمّه: از قواعد فقهى.
از عنوان ياد شده با نام قاعده در برخى كتب قواعد فقهى معاصران ياد شده و در كلمات ديگر فقها، گرچه به عنوان قاعده مطرح نشده، ليكن به آن استناد شده است.
مفاد قاعده: با تذكيۀ حيوان و كشته شدن آن، جنين موجود در شكم آن نياز به تذكيه ندارد و جنين نيز به تبع مادرش تذكيه شده محسوب مىشود و حلال است، به شرط آنكه خلقتش كامل شده باشد و زنده به دنيا نيايد. بنابر اين، چنانچه خلقت جنين كامل نشده باشد، مشمول قاعده نمىشود و جنين حلال نخواهد بود. چنان كه در صورت زنده به دنيا آمدن بايد تذكيه شود. [٤]
آيا براى شمول قاعده، علاوه بر تمام بودن خلقت جنين در شكم مادر، زنده نبودن (دميده نشدن روح در آن) نيز شرط است يا نه؟ مسئله محل اختلاف است.
برخى زنده نبودن را شرط دانسته و در صورت زنده بودن در رحم، تذكيه مادر را
[١]. عوالى اللئالى ٢٤١/٣
[٢]. القواعد الفقهية (بجنوردى) ١٨٥/٧
[٣].١٨٣-١٨٥.