فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧١٩ - قير
قيد حكم عبارت است از قيدى كه گسترۀ شمول حكم را محدود مىكند، مانند استطاعت براى وجوب حج و غليان براى حرمت عصير عنبى. مقابل آن، قيد موضوع قرار دارد كه عبارت است از قيدى كه گسترۀ موضوع را محدود مىكند. برخى، قيود حكم را به قيود موضوع برگردانده و گفتهاند: همۀ قيود، قيودِ موضوع محسوب مىشوند. [١]
از قيد حكم در اصول فقه در مباحث مختلف، از قبيل واجب مشروط، واجب معلق و استصحاب تعليقى سخن گفتهاند. [٢]
قيد غالبى
← قيد احترازى
قيد غير اختيارى
← قيد
قيد موضوع
← قيد
قيد واجب
← قيد
قيد وجوب
← قيد حكم
قير
قير: مادهاى غير معدنى آتش گير و سياه رنگ، مورد استفاده در آسفالت و غير آن.
قير دو گونه است: مصنوعى كه تعريف آن در شناسه گذشت و طبيعى و معدنى كه «موميايى» و «زفت» نيز ناميده شده است.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات و خمس نام بردهاند.
از جمله مطهِّرات (←مطهّرات) زمين است كه كف پا و ته كفش نجس با راه رفتن روى آن پاك مىشود؛ ليكن ثبوت اين حكم روى آسفالت كه آميزهاى از قير و شن مىباشد، محل اشكال است. بسيارى آن را از اين جهت كه خارج از عنوان زمين است، مطهِّر ندانستهاند. [٣] برخى به مطهِّر بودن آسفالتى كه قيرش زايل و شنش آشكار شده باشد، تصريح كردهاند. [٤]
سجده بر معادن، همچون قير طبيعى و معدنى جايز نيست. برخى سجده بر قير را هنگام ضرورت جايز و مقدّم بر چيزهاى ديگر دانستهاند. [٥] برخى سجده بر آن را در صورت در اختيار نداشتن پنبه و كتان جايز دانستهاند. [٦]
[١]. اجود التقريرات ١٩٢/١ و ١٢٣/٤؛ مصباح الاصول ١٣٧/٣
[٢]. مجمع الافكار ١١٧/٤ و ١٣١.